تبليغاتX
بزم درویشان
آشنایی باتصوف
  حقیقت 18 ایا عشریه می تواند مکفی از خمس وزکات باشد؟
 یا خالق الشجر والمدر    ارحمنا فی شهر ولیک الرجب

   این الرجبیون

 

 بار بندید که صدای رحیل می اید

 

 

به نام خدا  حقیقت هجدهم  ایا عشریه می تواند مکفی از خمس وزکات باشد

با سلام به همه ره جویان راه حقیقت

 

همان طور که اشاره شدطبق بیان ملا سلطان عشریه مکفی از خمس وزکات خواهد بود

که سایت عشریه از ایشان نقل میکند:

((و مرحوم آقاي سلطانعليشاه در نامه خود به مرحوم حاج عبدالهادي[174] مرقوم مي‌دارند که: «يک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود مُغني از زکات زکوي و از خمس خواهد بود انشاءالله.»)).

 

ودر توضیح این کلام سلطان حسین تابنده می نویسد:

 

(0حضرت حاج سلطانحسين تابنده گنابادي در پاسخ به سؤالي در باب موضوع عشر ارباح مکاسب مي‌نويسند[172]: «درباره عشر درآمد که سئوال شده جد امجد مرحوم آقاي حاج ملاعلي نورعليشاه ثاني در رساله شريفه محمديه در ذکر خمس مشروحاً بيان نموده‌اند. در کتاب نابغه علم و عرفان[173] هم ذکر شده و تذکر داده شده که اين براي آساني حساب است)

ودر کلامی ساده تر بری اینکه مردم خمس وزکات را به اسانی ادا کنندوبا سختی حساب مواجه نشوندبه جای خمس وزکات عشریه پرداخت کنندالبته قید می کنند که بهتر است یوما فیوما پرداخت شودیعنی هر روز عشریه را از مال جدا کند

ابتدا اشکالت ساده :

 

.1.خمس یعنی 5/1  وزکات هم 10/1از مال برداشته می شود

5/1به اضافه 10/1=10/3

سوال :چگونه ممکن است 10/1مساوی10/۳شد؟ یعنی چگونه ممکن است که عشریه مکفی از خمس وزکات ویا حتی خمس خالی باشد ؟

اگر کسی بگوید اگر عشریه را هرروز از مخارج خود بیرون بیاورد برابر بامجموع خمس وزکات در اخر سال می شود

 000جواب این است که 10/1 را چه شما هر روز از زائد درامد بیرون بیاوری وچه از زائدی که در اخر سال باقی می ماند اخراج کنی 10/1 همان 10/1است وهیچوقت برابر 10/3نخواهد شد که مجموع خمس وزکات با هم است

 

2. اگر کسی بگوید عشریه قبل از اینکه مخارج را از کل درامد خارج کنی محاسبه می شود

مثلا شما 100 تومان درامد داری قبل از انکه مایحتاج خود را از ان برداری عشریه که همان10/1است از ان کم می کنی یعنی 10تومان ان

در حالی که در خمس اینطور نیستابتدا هرچی خواستی از 100 تومان خرج می کنی مثلا 90 تومان ان را خرج می کنی بعد شروع به کم کردن 5/1 خمس می کنی  یعنی 2تومان فقط خمس می دهی

پس مقدار عشریه بیشتر از خمس شد وخیال ادم هم راحتتر است که واجب را ادا کرده است

ولی :

اولا ممکن است کسی از 100 تومان هیچ خرج نکند یا کم خرج کند در نتیجه 5/1این شخص خیلی بیشتر از 10/1خواهد بود پس در اینجا موردی پیدا کردیم که عشریه مکمفی از خمس نشد چه رسد به اینکه مکفی از مجموع خمس وزکات شود

ثانیا این فقط خمس است که پس از اخراج مخارج مایحتاج محاسبه می شود ولی زکات این طور نیست مثلا زکات از کل گندمی که بدست امده است کم می شود

لذا می توان گفت مجموع خمس وزکات با هم در خیلی از موارد بیشتر از عشریه خواهد بود

 

مثلا کسی 100تومان خمس و100تومان زکات باید بدهد

وبا فرض اینکه از 100تومان خ20 تومان جز مخارج اوست

حالا محاسبه می کنیم :

خمس او 16 تومان(5/1 از 80 تومان)

زکات او 10تومان(10/1 از 100تومان)

عشریه او 20تومان(10/1 از مجموع درامدها یعنی 200)

ایا در این صورت می توان گفت عشریه مکفی از خمس است ایا:20=26 است؟

پس عشریه نمی تواند در همه مواقع مکفی از خمس بوده ونمی توان با دادن عشریه تکلیف را از گردن ساقط کنیم هر چند در بعضی موقع در ست از اب در میاید

ولی نمی توان به ان  به عنوان یک قاعده کلی فتوا داد

سوال این است که تسهیل امر محاسبه مهمتر است یا انجام واجب الهی ؟؟

بزم اینده ما در مورد این است که ایا سهم امام از خمس بخشوده می شود یا نه؟

ان شاالله من چند روزی از همه رفقا مرخصی گرفته وبه مسافرت رفته واز همه رفقا حلالیت می طلبم اگر اونجا زمینه بود می او خدمتتون

تا بزمی دیگر یا حق

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در یکشنبه بیست و دوم مرداد 1385  |
 حقیقت هفدهم عشریه 4

          این الرجبین

 

            به نام خدا حقیقت هفدهم عشریه 4

               با سلام به همه رهروان حق

 

در مطالب قبل بیان کردیم که عشریه در صوفیه یعنی پرداخت 10/1 از ما زاد درامد

وبه عرض رسید که در منابع اسلامی نامی از ان برده نشده بله کلمه عشر به کرات ذکر شده ولی به معنای عشریه اصطلاحی الان نیست بلکه نامی دیگر از زکات است زیرا که زکات هم 10/1است وقرینه های روایی ان راهم ذکر کردیم

وبه صورت مفصل اثبا ت کردیم که نمی توان ان را به عنوان حکم ثانوی ذکر کرد

 

بعضی از دوستان بیان کرده اند که عشریه در بعضی کتب جز مالیات های اسلامی بوده است اشکالت:

 1.با قبول این که در بعضی از کتب این مطلب ذکر شده باشد این عشریه جز مالیاتهای حکومتی بوده است نه یک واجب الهی که خدا ان را  وضع کرده باشد مثل مالیات هایی که هر دولت از مردم وکسبه دریافت می کند

  د رحالی که شما عشریه را مکفی از خمس وزکات می دانید این یعنی ان را همسنگ یک واجب الهی فرض کرده اید مگر می شود یک واجب حکومتی مکفی از واجب الهی باشد ؟

 

2 این که ما می گوییم منبع نداردیعنی منبع وحیانی ندارد خوب حالا اگر یک حکومتی دقیقا امده باشد همین عشریه را وضع کرده باشد باز مستمسک شرعی بودن ان نیست با توجه به اینکه اکثر قریب به اتفاق حکومت ها غیر شیعه بوده واز منابع اهل بیت ع به دور بوده است

لذا اینکه سایت محترم عشریه  یا00کرده اند که قبلادر  فلان حکومت عشریه پرداخت می شده است دلیل شرعی بودن ان نمی شود

 

3.حال اگر کسی بیاید بگوید اقا اصلا ما ادعا نداریم که عشریه واجب شرعی است که بعد با این اشکلات روبرو بشویم بلکه عشریه یک نوع صدقه وکمک رسانی برای فقرای نیازمند از دراویش است

 در این صورت این کلام با کلام واضع عشریه در تصوف یعنی ملا سلطان در تناقض است

 

زیراایشان گفته اند که (عشریه مکفی از خمس وزکات است )

اولا  به اعتراف خودتان این یک فتواست  پس واجب شرعیست(که در پست قبلی اشکالاتی بر ان وارد کردیم)

ثانیا چطور ممکن است عشریه ای که واجب شرعی نیست جای خمس وزکالت را بگیرد

پس نمیتوان برای دفع اشکالت وجوب شرعی ان را رد کرد

 

حال در این جا بعضی دیگر اشکال کرده اند که عشریه برای تسهیل امر پرداخت ومحاسبه خمس وزکات وضع شده است نه اینکه خود امر سومی باشد  وظاهرا قرائن متقنی هم برای ان ذکر کرده اند که این مبحث اینده بزم ماست

تا بزمی دیگر یل حق

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در جمعه بیستم مرداد 1385  |
 حقیقت شانزدهم پیام رسان کربلا
امان از دل زینب    چه خون شد دل زینب

به  نام خدا

با سلام به همه حق جویان .وبا عرض تسلیت

حقیقت شانزدهم پیام رسان کربلا

اگر زینب نبود به راستی کربلا در کربلا می ماند

  وسرخ ترین عشق بشریت زیر تله تله خاک کربلا مدفون می شد

     ومسیحای حسین از حنجره خسته زینب به تمام عالم  وزیدن گرفت

ان زمان که با صدای خسته ولی رسا

                       با جمله  ما رایت الاجمیلا

                                       وعشق را هم سرافکنده کرد

تا بزمی دیگر یا حق

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385  |
 حقیقت15 ملا سلطان وکلام مولی علی ع

علی زمزمه زمزمه زمزمه عشق عشق عشق عشق 000  به نام خداحقیقت پانزدهم(ملا سلطان وکلام مولی علی ع)

باسلام و تبریک ایام ولادت به همه حق جویان راه حق

امروز داشتم فکر می کردم که چی بنویسم که هم در مورد امام المتقین باشد وهم در مورد تصوف که به این حدیث بسیار زیبا از بحار الانوار رسیدم که امام معصوم می فرماید:

 

 حبًٌ عليٍٍٍّ حسنه لا تضرمعها سيئهًٌ

 

 

چند معنی از این حدیث شریف قابل فهم است

1.حب علی (ع)باعث می شود که تمام گناهان انسان پاک شود(اولین معنایی که به ذهن می خورد)

2. حب علی ع باعث می شود که هیچ گناهی انسان مرتکب نشود

3.معنای سوم که معنا ی ظریفی است :

         حب علی ع باعث می شود که اگر هم گناه انجام دادی ان گناه در جان تو رسوخ

        نکرده وضرری به تو نخواهد رساند چون همین حب حسنه ونیکیی خواهد داشت که

       که تورا به سوی الگو گیری مثبت از ایشان سوق خواهد دادومانع رشد اثار گناهان

       در ایشان خواهد شد

حال ببنیم جناب ملا سلطان کدام معنا رابرای این حدیث انتخاب کرده است که بعد ان را به بوته نقد بگذاریم

 

((اگر پیوند ولایت را به سلامت به دم مرگ برداگر گناه جن وانس را بر روی شانه خود برد تمام را بپاشند-یا بپوشانند- وهیچ  معصیت با وجود ان پیوند که همان است حب علی (ع)ضرر نخواهد رساند به او000))(ولایت نامه ص223)

کدام معنااز 3 معنای بالا مراد است ؟

ظاهرا ایشان معنای اولی را انتخاب کرده زیرا فرموده انداگر این گناهان را تا لحظه اخر با خود ببرد ان را می پاشند نه اینکه این حب باعث شده باشد که ارام ارام دست از گناه بردارد

 

حالا چرا معنای سوم غلط است ؟

1.چطور ممکن است کسی حب علی(ع) را همراه گناهان خود به روز قیامت برده وانجا گناهان را بواسطه این حب ببخشند  یعنی چطور این همه گناه انس وجن ممکن است با حب علی ع جمع شود

2. همان طور که القران یفسر بعضه بعضا  در احادیث هم همین قاعده جاریست

 یعنی برای اینک معنای دقیق این حدیث را بفهمیم باید به احادیث دیگر رجوع کنیم

 

امام صادق (ع) در لحظات اخر عمر می فرماید اگاه باشید که شفاعت ما اهل البیت به کسی که نماز را سبک بشمار نمی رسد(وای به حال اینکه گناهان انس وجن را با خود ببرد)

 

امام باقر (ع):ای جابر به خدا قسم جز با اطاعت خدا ی تبرک وتعالی تقرب نتوان جست

وهمراهی با ما برای رهایی از دوزخ نیست (یعنی به بهانه که باما دوست هستید و000نمی توان گناه کرد وبا این گناهان از عذاب دوزخ نجات پیدا کنی )(اصول کافی ج3 ص119)

 

حال یک بار دیگر کلام ملا سلطان را مرور کرده با این احادیث تفسیر کننده مقایسه کنید

 

البته بنده در اینجا نمی خواهم استفاده کنم که ایشان به مریدان خود سفارش می کرده بروید گناه کنید و000بلکه توضیح ایشان را نسبت به این حدیث شریف مورد نقد قرار داده وتعارض ان را با احادیث دیگر تبین کردم (حتی ممکن است بعضی ازغیر صوفی که غور دراحادیث نداردهم چنین برداشتی از این نوع احادیث داشته باشند که شیعه را به صرف شیعه بودن نجات یافته می دانند)

 

واز همه دوستان اهل تصوف تقاضا دارم به صورت منطقی دلائل بنده را به ترتیب شماره نقد کنند

تابزمی دیگر یا حق

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در سه شنبه هفدهم مرداد 1385  |
 
                        این الرجبیون

    خدایا ای ماه رجب را بهترین مقدهه

                                      ماه ضیافتت قرار به!

به نام خدا  

حقیقت 14 عشریه 3

با سلام به همه حق جویان

 

همان طور که عرض شد عشریه نه منبع قرانی میتوان برای ان پیدا کرد ونه روایی. البته سایت محترم عشریه تلاش فراوان کرده که ریشه اسلامی برای ان درست کند ولی ایشان فی الواقعه عشر(با ضم بخوانید) را اثبات کرده که همان  زکات اصطلاحیست در حالی که مابیان کردیم طبق بیان خود ملا سلطان عشریه چیزی جدا از زکات وخمس است به طوری که می تواند مکفی از ان دو باشد .

بله البته سایت محترم عشریه  این موضوع را که در زمان حضرت موسی و000 عشریه پرداخت می شده است را تبین کرده اند ولی :

        اولا عشریه در انجا هم می تواند همان معنای زکات را بدهد

       ثانیا این تلاش بسیار فراوان ثمره ای نخواهد  داشت زیرا تاریخ وریشه عشریه را در غیر اسلام اثبات کرده اید

              واین مسلم است که در اسلام چیز سومی به نام عشریه جدا از خمس وزکات نداریم

 

سوال پیش می اید که حالا این موضوع عشریه از کی وارد تصوف شده است ؟

همان طور که در رساله اصول وفروع دین در مجموعه عوارف المعارف ص154ذکر کرده است که :

تا عصر نور علیشاه اصفهانی صحبتی از عشریه در مقابل خمس نبوده است بلکه در ان موقع فقط دستور به پرداخت خمس وزکات داده اند

 

لذااین موضوع از زمان ملا سلطان گنابادی بنا نهاده شده است

 

حال این سوال پیش می اید چه اشکال دارد این حکم از اول اسلام نبوده حال در این مقطع زمانی طبق مقتضیات زمان به عنوان حکم ثانوی به ان فتوا داده شده است ؟

اشکالت وارد بر این سخن :

۱    اولا خود طراحان اولیه این موضوع  هیچ کجا مطرح نکرده اند که این موضوع یک حکم ثانوی موقت است

۲     این یک حکم فقهی است که باید یک فقیه جامع الشرائط به ان فتوا دهد وطبق گفته خودتان بزرگان ما با شریعت کاری نداشته وان را به عهده فقها گذاشته اند

   اگر شما بگوید که خود ملا سلطان مجتهد بوده ما می گوییم که مجتهد بودن کافی نیست بلکه باید مرجع باشد یعنی اعلم مجتهدین  ایا در زمان ایشان اعلمتر از ایشان نبوده ؟

4  . اگر شما بگویید که ایشان اعلم مجتهدین بوده است ما می گوییم چه دلیلی در دست داشته که مجبور به دادن این حکم ثانویه شده است؟ مثلا علت تحریم موقت تنباکوتوسط میرزای شیرازی تسلط بیگانگان بر کشور در اثر تجارت سود جویانه ویا 000بوده است ما چه نیاز وکمبودی در اسلام داشتیم که مجبور شدیم بجز خمس وزکات عشریه را هم وضع کنیم

5  

حال اگر همه این ها را بپذیریم که اعلم مجتهدین طبق مقتضیات زما ن یک چنین حکم ثانوی را داده است این اشکال وارد است که :حکم ثانوی موقت است  با فوت فتوی دهنده ان این حکم هم از بین می رود  زیرا بقا بر میت جایز نیست ان هم تا این زمان !

۶    حال کدام مرجع دیگری بعد از این مدت حکم کرده که می توان از ملا سلطان حسین تقلید کرده وان حکم ثانوی ایشان نیز به حکم من مجتهد هم ادامه خواهد داشت ؟؟

 

البته سایت محترم عشریه به این سوالات مهم نه پاسخی داده ونه مطرح کرده است

مطلب بعدی در مورد موارد مصرف عشریه است که در بزم دیگر خدمت می رسیم  ان شا الله  منتظر همه دوستان برای بحث در این موضوع هستم

یا حق

 

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385  |
 

به نام خدا

با سلام به همه دوستداران اهل بیت

 مقارن شدن ایام ولادت امام جواد با شهادت مردم مظلوم لبنان این ناله را از نهاد انسان بیرون می اورد که اقا بیا تا در رکابت انتقام همه شیعیان را از انسانهای لا انسان بگیریم

 

 

            یابن الحسن کجایی                             مردیم ازاین جدایی

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در جمعه سیزدهم مرداد 1385  |
 حقیقت سیزدهم عشریه 2
        این الرجبیون

 من صام یوما من رجب فی اوله اووسطه اواخره غفرالله 

                له ما تقدم من ذنبه وما تقدم و۰۰

 

به نام خدا

حقیقت سیزدهم عشریه 2

 همان طور که از ظاهر کلمه استفاده می شود این کلمه از ریشه عشر (به معنای عدد  10 )

گرفته شده است عشر(با ضم اول ) بر وزن خمس وربع وثلث است وهمان طور که خمس به معنی یک پنجم است وربع به معنی یک چهارم است  عشر نیز به معنی یک دهم است  وتا اخر ان را میتوان تا نسبت حساب کرد

عشر(هر 3 حرف را با فتحه بخوانید ) ومعشار ورریشه های مشابه ان در قران استفاده شده است ولی هیچ کدام به معنای عشریه اصطلاحی نیست

 

بله کلمه عشر(با ضم اول ) در روایات استعمال فراوان شده است شده است مثل :

         و «إِنَّ فِي الزَّرْعِ حَقَّيْنِ حَقٌّ تُؤْخَذُ بِهِ وَ حَقٌّ تُعْطِيهِ فَأَمَّا الَّذِي تُؤْخَذُ بِهِ فَالعشر        وَ نِصْفُ العشر(سایت عشریه)

وتا جایی که من برسی کردم کلمه عشریه را در روایات پیدا نکردم (حتی در روایتی که در سایت عشریه وجود داشت )

سوال  ایا ممکن است این عشر(با ضم ) در روایات را بتوان به معنای عشریه اصطلاحی به کار برد؟

خیر :زیرا با قرائن مختلفی که در کلام سوال کننده و کلام امام وجود دارد مثل عشر زراع وان فی الزرع ونمی توان مفهوم عشریه رااز ان فهمید000 (زیرا  این زکات است که به غلات وزرع و00تعلق می گیرد ونه چیز دیگر)

00ودر روایتی دیگر وضوح تطبیق این دو( یعنی زکاه وعشر مال )بیشتر نمایان است :

 و «الْوَاجِبَ فِي زَكَاةِ الْغَلَّاتِ الْأَرْبَعِ هُوَ العشر إِنْ سُقِيَ سَيْحاً أَوْ بَعْلًا أَوْ مِنْ نَهَرٍ أَوْ عَيْنٍ أَوْ سَمَاءٍ وَ نِصْفُ العشر إِنْ سُقِيَ بِالنَّوَاضِحِ وَ الدَّوَالِي وَ نَحْوِهَا

که مقدار زکات واجب را با کلمه عشر تعیین کرده است

پس نتیجه اینکه عشری که در روایات امده به معنای عشریه نیست  

واین از مسلمات تاریخ وسیره واز متواترات رواییست که ما در اسلام 3 اصطلاح مجزا از هم

به نام 1.عشر (زکاه )   2.عشریه   3.خمس   نداریم موید ای مطلب کلامیست از ملا سلطان گنابادی که مگویند:

               در طريقت عليّه علويه رضويه نعمت‌اللهي بر همين مقرر که يک عشر از ارباح مکاسب و از زراعات داده شود، مُغني از زکات زکوي و از خمس خواهد بود انشاءالله(سایت عشریه)

که به صراحت عشریه را بدل از خمس وزکات میدانند نه شئ سومی جدای از خمس وزکات زیرا در صورت مجزا بودن  نباید یکی بدل از دیگر باشد

                

حال این سوال پیش می ایدکه ایا با اثبات این مطلب  راهی برای شرعی نمودن عشریه داریم یا نه؟ که این مطلب بزم بعدی ماست

تا بزمی دیگر یا حق

 

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385  |
 حقیقت 12 عشریه 1
  این الرجبیون!

             (بیایید هرروز با یک حدیث از این ماه عبادت وخود سازی در حد وسع  استقبال کنیم)

به نام خدا

حقیقت دوازدهم  عشریه

با سلام به همه حق جویان

ان شاالله از امروز با بحث جدید که  یکی دیگر از اختلافات بین تشیع وتصوف است  می پردازم

این مبحث (یعنی مبحث عشریه که همان پرداخت یک دهم از سود درامد خود به شخص تعریف شده ای می باشد)  از مباحث بسیار جنجالی بین دو گروه بوده است  مخصوصا در ده های اخیر 

وبرای انکه سیر بحث منطقی جلو برود ابتدا ما ناچاریم اهداف بحث را تعیین کنیم  وبه سوالات زیر به ترتیب پاسخ بدهیم از همه دوستان عاجزانه تقاضا می کنم مرا در سیر بحث کمک کنند ان شاالله

ان شاالله

1  عشریه لغه واصطلاحا به چه معناست ؟

2. ایا عشریه از اول در تاریخ تصوف مطرح بوده یا در زمان متاخر بوجود امده است ؟

3 ایا عشریه منبع وماخذ اسلامی دارد یا نه ازطرف خود صوفیه وضع شده است ؟

4.ایا اگر از طرف خود متصوفه وضع شده باشد توجیه عقلی وشرعی برای ان وجود دارد (یعنی درست است که منشا شرعی نداردولی ایا می شود جزئ از  احکام ثانویه موقت وطبق بعضی از مصالح وضع شده باشد ؟)

5.ایا پرداخت عشریه واجب است یا مستحب ویا مباح؟

6. ایا عشریه مکفی از خمس وزکاه شرعیست  یعنی اگر کسی ان را پرداخت کرد دیگر لازم نیست خمس بپردازد ؟

7. ایا عشریه مانند خمس  موارد مصرف معین دارد یا خیر ؟و موارد مصرف ان چیست ؟

8نظر فقهای امامیه در مورد عشریه چیست ؟

 

تا شروع مبحث اول وبزمی دیگر یا حق

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در سه شنبه دهم مرداد 1385  |
 
به نام خدا

حقیقت یازدهم نور ماه رجب

با سلام به همه حقیقت جویان

ارام ارام بوی مهمانی خدا به مشام طالبان حق می رسد ماه ای خودسازی که اولین قدم حرکت در این مسیر  یافتن اکسیر خوستن است

یکی از رفقا که مطالبی از بنده رو مورد نقد قرار داده بود مطلب جالبی بیان کرد :

                     ادم باید برای رسیدن به حقیقت نیاز به درگاه بی نیاز بردواز اوکمک بطلبد

     بله درست استاولین ومهمترین قدم برای حرکت در این وادی  (ایاک نستعین) است حتی برای مسیر دهی صحیح مرکب راهوار عقل که سره را از نا سره  تشخیص بدهد خواستن از خداست

همه با هم دست نیاز برای رسیدن به حق بسوی خالق یکتا بلند کرده وهمراه ان فرج مولایمان را از او می طلبیمومی خوانیم 

                                         بسم الله الرحمن الرحیم

                                         یا من ارجوه لکل

                                        وامن سخطه عند کل شر

                                         یا من یعطی القلیل بالکثیر

                                         یا  من  یعطی  من    ساله

                                         یا من یعطی من لم یساله ومن لم یعرفه

                                                                           تهننا منه ورحمه

                  

                                        اعطنی بمسالتی ایاک

                                                جمیع خیر الدنیا وجمیع خیر الاخره

                                      واصرف عنی بمسالتی ایاک

                                               جمیع شر الدنیا وشر الاخره

 

                                     فانه غیر منقوص ما اعطیت

                                                         فزدنی من فضلک یا کریم

 

                                          یا ذا الجلال والاکرام

                                          یا  ذالنعمائ  والجود

                               یا  ذالمن   و  الطول

 

                        حرم شیبتی علی انار

                                           بحق محمد واله

 

                                                                                         التماس دعا

               

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در دوشنبه نهم مرداد 1385  |
 

به نام خدا  

حقیقت دهم  ایمان ابوطالب  2

سلام به همه حق طلبان

مقدمه  : سوال جالب این بخش در این است که می شود در اینکه ابوطالب ایمان اورده یا نه به کلام بزرگانی مثل محی الدین وجامی صاحب 7 اورنگ اعتماد کرد یا نه این یک بحث تاریخیست که عرفان وتصوف هیچکدام در ان تاثیر ندارند

ميان دانشمندان و مورخين شيعه اختلافى نيست در اينكه ابو طالب پس از بعثت برسول خدا صلى الله عليه و آله ايمان آورد، و بسيارى از مورخين سنى مذهب نيز با ايشان هم عقيده هستند، و بلكه برخى از آنها معتقدند كه ابو طالب قبل از بعثت از نبوت آن حضرت اطلاع داشت و هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله كودك شيرخواره بود آن جناب را روى دست گرفته و بمسجد الحرام آورد و خدا را بحق آن كودك سوگند داد كه خداوند باران بفرستد و بهمين مناسبت آن شعر معروف را سروده:

         «و ابيض يستسقى الغمام بوجهه    ثمال اليتامى عصمة للارامل»

 

دلائل ایمان ابوطالب  ع

1.اندوه وحزنی که پیامبر در هنگام خبر دار شدن از وفات ایشان که در تاریخ مشهور است که حتی ان سال را عام الحزن نامیدند

2.پیامبر وظیفه کفن ودفن را فقط به علی  ع سپردند در حالی که فرزندان دیگر ابوطالب که هنوز ایمان نیاورده بودند زنده بودند

3.حضور ذی جود خود پیامبر که در مراسم تشییع جنازه ودفن راخود به شخصه حضور داشتند در حالی که طبق نص صریح قران ((ولا تقم علی قبره ابدا 000))که تشییع جنازه کافر ونماز ان بر پیامبر حرام است

۴.اگر کافر بودند چرا پیامبر ایشان را به شیوه مسلمانان به سمت قبله و000دفن کردند

5.استدلال امام سجاد است که وقتی شنید به ایشان تهمت کفر میزنند ایشان فرمودند :زن مسلمان نمتواند در نکاح مرد کافر باشد در حالی که فاطمه بنت اسد که جزئ اولین مسلمانان بودند تا اخرین روز های حیات همسر ابو طالب بودند (0ترجمه اسنی المطالب فی نجات ابی طالب)

6. واز همه مهمتر وواضح تر دیوان معروف ایشان که ایمان او به خدا وپیامبر در ان موج می زند

      لیلم خیار الناس ان محمدا  00بدانید مردم محمد بهترین مردم است

    والله ل یصلوا الیک بجمعهم  000به خدا قسم قریش با تمام نیرویی که                     دارد به تو اسیبی  نخواهد رساند ست

    او تومنوا بکتاب منزل عجب000چرا قریش به قرانی که سراپا شگفتیست ایمان نم اورد

     روايات برايمان حضرت أبوطالب بسيار است مخصوصاً روايات بيشماري از زبان اميرالمؤمنين وارد شده است كه قسم ياد ميكند بخدا قسم پدرم و نه جدم عبدالمطلب و نه هاشم و نه عبدمناف هيچ گاه بت‌پرست نبودند و همه آنان بدين حضرت ابراهيم بسوي خانه كعبه نماز ميگذاردند.از اينها گذشته جناب أبوطالب براي حفظ پيغمبر اسلام مجبور بود با كفار مكه موافقت نموده و تظاهر بر هم كيشي با ايشان نمايد تا بتواند جان پيغمبر را حفظ كند زيرا در غيراين صورت أبوطالب هم مانند شخص پيغمبر مورد حمله و أذيت و آزار واقع ميشد و روايتي شاهد بر اين معني است: جابربن عبدالله انصاري در حديث مفصلي نقل ميكند كه به پيغمبر اسلام عرض كردم: مردم ميگويند أبوطالب كافر مرده است؟ رسول خدا فرمود: خدا بغيب و پنهاني ‌ها داناتر است در شبي كه بمعراج رفتم بعرش رسيدم، در عرش چهار نور ديدم، پرسيدم پروردگارا اين انوار چيست؟ خطاب شد اين عبدالمطلب و آن أبوطالب و ديگري پدرت عبدالله، و اين برادرت طالب است. گفتم الها اينها بچه عملي مستحق اين مقام شدند خطاب شد باينكه ايمانشانرا پنهان كردند و اظهار كفر نمودند و تا وقت مرگ بر اين كار صبر كردند

 

.چگونه ميتوان تصور كرد كه أبوطالب ايمان نياورده با آنكه بايمان آوردن حمزه چنين خوشحال ميشود و اشعاري ميسرايد و داستانش چنين است: حمزه‌ بن عبدالمطلب از شكار برگشته بود بخانه خواهرش آمد حضرت رسول را محزون و غمناك يافت پرسيد برادرزاده ترا چه ميشود خواهر حمزه گفت: آري كسيكه ياور و حامي ندارد بستگانش از او پشتيباني نميكنند بايد چنين باشد أبوجهل او را ديده و دشنامش داده أذيت و آزارش نموده است، گفته خواهر بر حمزه دشوار آمد بمسجد برگشت و ابوجهل را در آنجا ديد با كمان چنان بر سرش كوبيد كه سر ابوجهل شكافت نزديكانش خواستند او را بزنند گفت او را رها كنيد كه ممكن است بخشم آيد و مسلمان شود حمزه خدمت پيغمبر برگشت اظهار داشت كه ناراحت مباش او را مجازات كردم، پيغمبر فرمود: عموجان چه فائده كه تو هم از ايشاني، حمزه اسلام آورد و پشت حضرت رسول محكم گرديد، ابوطالب از اسلام وي خوشحال و اين اشعار را سرود:

1ـ صبراً  ابايعلي علي  دين    احمـد    

   و كن مظهراً للدين وفّقت صابراً

2ـ وحط من اتي بالدين من عند ربه    

   بصدقٍ و حقٍ لاتكن  حمز كافراً 

3ـ فقد سرّني اذ قلت انّك  مؤمـــنٌ    

فكن لرسول الله في الله ناصـرا

و بهر صورت با آن همه فداكارى و پشتيبانى بيدريغى كه آن جناب از رسول خدا صلى الله عليه و آله و در راه او كرد، و آن همه اشعار و سخنانى كه درباره نبوت آن حضرت گفت و اقرار برسالت او نمود بسيار جاى تعجب است كه كسى بگويد ابو طالب بحال كفر از دنيا رفت و يا مانند ابن هشام كسى معتقد باشد كه هنگام مرگ شهادتين را بر زبان جارى كرد و شگفت‏تر اين كه خود ابن هشام اشعار ابو طالب را كه اقرار بنبوت رسول خدا صلى الله عليه و آله كرده است پيش از اين نقل كرده است (كه در ج 1: 272- 280 سيرة است): ولى اينجا چنانچه مى‏بينيد تا دم مرگ او را كافر پنداشته است

 و ما براى مزيد اطلاع آن چند شعر را كه ابن هشام نقل كرده است ذكر نموده و سپس چند شعر ديگر نيز كه دلالت بر ايمان او مى‏كند از كتابهاى ديگر اهل سنت نقل مى‏كنيم و شرح بيشتر را بكتابهاى مفصلى كه در اين باره نوشته شده موكول مى‏داريم.

(السيرة النبوية» تأليف عبد الملك بن هشام معافرى مصرى كه به سيره ابن هشام شهرت يافته است؛يكى از دو منبعى است كه در سيره و مغازى پيامبر گرامى اسلام از اعتبار و شهرت زيادى برخوردار است. از آنجا كه سيره ابن هشام در واقع سيره ابن اسحاق است كه آن را تهذيب و تلخيص كرده،)

 

ودر پایان کلامی از برجسته ترین رجالی :

شمس الدين ابو عبد الله محمد بن احمد بن عثمان بن قايماز ذهبى (673-748) از برجسته‏ترين علماى رجالى و از مشهورترين مورخان نيمه نخست قرن هشتم هجرى است. وى نويسنده دهها كتاب رجالى و تاريخى و تخصص عمده او دانش رجال و جرح و تعديل راويان و اخباريان و محدثان است

او میگوید:.

 فمنع الله رسوله صلّى الله عليه و سلّم بعمّه أبي طالب، فقام أبو طالب فدعا بني هاشم و بني المطّلب إلى ما هو عليه من منع رسول الله صلّى الله عليه و سلّم و القيام دونه، فاجتمعوا إليه و قاموا معه، إلّا ما كان من الخاسر أبي لهب،

  0000که در اینجا بیان مکند که بنی هاشم وبنی المطلب به تحریک وتشویق ابوطالب ایمان اورده وتا پای جان از ایشان دفاع کردند

 

حداقل نکته ای که هر منصفی بعد از فهم این مطالب به ذهنش خطور می کند این است که بزرگانی مثل ابن عربی هم می توانند  در متواتر ترین مسائل راه خطا را بپیمایند

تا بزمی دیگر یا حق

 

 

 

 

 

 

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در چهارشنبه چهارم مرداد 1385  |
 
 

                                             

                                                        کدام ايين

به نام خدا

حقیقت نهم

 

(بعضیها میگن ما مسلمنیمون مادرزادیه فایده ای نداره شاید ما تو اروپابودیم مسیحی می شدیم ویاتو 00 .درسته اگه ما همینطوری شیعه ومسلمانیم فایده ای نداره باید از رو تحقیق باشه لذا ما باید بصورت واقعه بینانه بین تصوف وتشیع و000یکی یا اصلا همه رو  انتخاب کنیم یا حتی هیچکدام رو ولی واقع بینانه)

در این حقیقت میخواهیم یک اختلاف در فروع انهم از نوع نظری را به دقت بحث کنیم

 

ایمان ابو طالب عموی پیامبر(ص)؟؟؟؟؟؟؟؟

 

هرچند برای ما شیعیان ویا شاید متاخرین از صوفیه ایمان ایشان مسلم است

ولی عده ای از بزرگان صوفیه ایمان ایشان را قبول نکرده اند.

 

عبد الرحمان جامی رجال شناس برجسته صوفیه در هفت اورنگ خود ص 151:

 

نسبت جان ودل چو باشد سست      نسبت اب وگل چه سود درست

بود بو طالب ان تهی ز طب      مر نبی  راعم  وعلی  را   اب

خویش نزدیک بود با ایشان           نسبت دین نیافت با خوشان

هیچ سود نیافت ان نسبش              شد مقر در سقر چو لهبش

 

ویا محی الدین عربی  در فصوص الحکم خود می نویسد :

 

(کسی کامل تر از رسول خدا وبرتر وپرقدرتر از او از نظر همت وتاثیر

نبود

در حالی که این همت در اسلام اوردن  ابو طالب عموی پیامبر اثری نبخشید)  

 

نکته:بنده تابه حال از متاخرین صوفیه مطلبی دراین مورد ندیده لذا تا بدست اوردن تحقیقات جدید این نسبت فقط به قدمای صوفیه بر می گردد

 

برسی ایمان ابوطاب واینکه ایا جوابی در این مورد است یا نه موکول به بزمی دیگر

یا حق                           

 

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در یکشنبه یکم مرداد 1385  |
 
 
بالا