تبليغاتX
بزم درویشان
آشنایی باتصوف
 حقیقت21 ایا برای شعار هو 110 می توان مبنای منطقی پیدا کرد ؟

 به نام خدا

با سلام به همه دوست داران حق

 بعد از مدتی با حقیقت بیست ویک در خدمت دوستان خواهم بود

در این پست به یک تفاوت از نوع تفاوت در فروع مي پردازم

برای خیلی ها ممکن است سوال پیش بیاید که این کلمات یعنی چی ؟ 000هو 110 00هو 12100هو الغفار 121و000هو هو   یا هو و0000

خوب ما در اینجا در تلاشم که تا جایی که امکان داردبا کمک دوستان معانی این الفاظ را برسی کنیم

 

هو :به معنای او  در فارسی است  حال این ضمیر به چه چیزی بر می گرددبید برسی شود

(110):ع ل ي در حروف ابجد اگر با هم جمع شودمجموعا با هم 110 خواهد شد

(121) یا علی در حروف ابجد مجموعا با هم 121خواهد بود

 

سوال 1.هو 110 به چه معنی خواهد بود ؟

جواب :هو 110      هو علی که معنای ان اگر به صورت عربی بخوانیم می شود او علی است

 

سوال 2:هو  در این جمله به چه کسی بر می گردد به خدا یا به علی ؟

اگر به خود علی (ع) بر گردد که این جور ترجمه می شود اوعلی است

        حالا چه اشکالی دارد؟اشکالش این استد که جمله کاملا بی فایده خواهد بود مثل اینکه

        با عجله بروی خبری را که همه می دانند به انها براسانی مثلا احمد احمد است

اگرضمیر هو به خداوند متعال بر گرددکه ترجمه ان این می شود : خدا علی است

        که کفر بودن ان بسیار واضح است

 

سوال 3. با فرض اینکه این جمله دارای معنا باشد وکفر هم نباشداین شعار مهم صوفیه چه منبع روایی ویا قرانی دارداگر منبع دارد من از همه دوستان متصوفه تقاضا دارم ان را معرفی کنند تا ان را در همین وب برسی کنیم

  اگر منبع ندارد پس بر چه مبنایی ان را شعار مهم خود قرار داده اند

 

حال سوال مهم این است که متصوفه چطور جمله ای را که یا بی معنی است یا کفر است به کار می برد وحتی به ادعایی ان را از شعائر شیعه محسوب می کند

 

برای عدم اطاله کلام هو 121 را در پست بعد برسی خواهم کرد

تا بزمی دیگر یا حق

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در پنجشنبه سی ام شهریور 1385  |
 حقیقت 20 ایا سهم امام در خمس بخشوده شده است
ارام ارام بوی ولادت نجات دهنده بشریت به مشام عشاق الظهور می رسد

                   هر کس به مقدار علاقه به اقا کوچه های شهر وکوچه های دل رو ازین می بنده و۰۰۰

به نام خدا  حقیقت بیستم

با سلام به  همه حق طلبان

در تلاشم که امروز بحث ظریف عشریه را جمع کنم ان شاالله

دقت در روایات ووجمع بین انها باعث ایجاد وقفه بیش از اندازه در مورد اخرین قسمت عشریه شد

 

یکی از شاه راهای مهم که تصوف بتواند عشریه را ثابت کند این است که :

اثبات کند که نصف خمس که متعلق به امام(یعنی سهم خدا ورسول وو ائمه) است توسط امام ع بخشوده شده است لذا 10/1 از ان باقی خواهد ماند که همان عشریه خواهد بود

سایت عشریه می نویسد :

( باضافه در خمس هم با آنکه دو عشر بايد اخراج شود چون نصف آن که مربوط به امام است، طبق بعض اخبار و فتاوي در زمان غيبت از طرف حضرت در صورت نپرداختن آن به شيعيان بخشيده مي‌شود و ائمه هدي ع شيعيان را از اين حيث براي طيب مولدشان

و اينکه خللي در آن واقع نشود، در حِلّ قرار داده اند، که در کتاب وافي ابواب خمس باب مخصوصي است به نام: باب تحليهلم الخمس لشيعتهم و تشديد هم الامر فيه که اخبار مربوط بدين قسمت در آن ذکر شده و در آخر آن باب خود مرحوم فيض گويد: و اما مثل هذا الزمان حيث لا يمکن الوصول اليهم – عليهم السلام – فيسقط حصتهم عليهم السلام راسا لتعذر ذلک و غنائهم عنه راساً دون السهام الباقيه لوجود مستحقيها و من صرف الکل حينئذ الي الاصناف الثلاثه فقد احسن و احتاط و العلم عندالله.[176])

 

وتنها مستمسک برای کلام خودرا باب تحلیلهم 000از کتاب وافی قرار داده است ولی متاسفانه در این جا که باید به تحلیل فقهی این روایات بپردازد از ان به سرعت رد شده وواردمباحث کاملا تاریخی شده است

 

حال در اینجا چند نکته قابل ذکر است :

1.اولا به اعتراف خود سایت عشریه که این کلام را نقل کرده اند

مرحوم فیض کاشانی (صاحب کتاب الوافی )فتوای به حذف سهم امام نداده بلکه دو احتمال را فرض فرموده اند  الف. حذف سهم امام

                    ب.توزیع سهم امام بین باقی مستحقین

وبا 2 کلمه  احسن واحتاط   قول دوم را بر اول ترجیح داده وحذف سهم امام را خلاف احتیاط فرض نموده اند

نتیجه اینکه نمی توان از کلام مرحوم فیض کاشانی مستمسکی برای عشریه یا تایید ان اورد

 

2.با فرض اینکه بتوان از کلام ایشان استنادی برای عشریه اورد با اجماع باقی علما بر عدم حذف سهم امام ع چه باید کرد که ما نمونه هایی را درقسمت ادامه مطلب عرض خواهیم کرد

 

3.یک بار دیگر به عنوان بابی که سایت عشریه از کتاب وافی اورده است دقت می کنیم

(باب تحليهلم الخمس لشيعتهم و تشديد هم الامر فيه)یعنی باب حلال کردن خمس برای شیعه وسخت گیری در پرداخت خمس  یعنی در عین حالی که روایاتی در مورد حلال بودن خمس برای شیعه داریم روایات فراوانی هم داریم که وقتی از امام درخواست می شود که خمس را حلال کنند

امام به سختی موضع می گیرد مثل این روایت

و بهذا الإسناد قال: «قدم قوم من خراسان على أبي الحسن الرضا عليه السلام، فسألوه أن يجعلهم في حلّ من الخمس، فقال: ما أمحل هذا تمحضونا المودّة بألسنتكم، و تزوون حقّا جعله اللَّه لنا و جعلنا له  لا نجعل  أحدكم  في حلّ و في نسخة: «لا جعل اللَّه أحدكم‏(برای هیچ کس حلال نمی کنیم )

یا روایات مشابهی که شیخ انصاری فقیه بزرگ ان را در کتاب الخمس ص177 به بعد اورده است

4. شیخ انصاری در کتاب الخمس خود تمام این روایات را اورده وان را با روایاتی که خمس را حلال کرده اند مقایسه کرده ونتایج بسیار قابل توجهی به دست اورده است

چون مطلب بسیار تخصصی است از اوردن تمام مطالب در این جا خودداری می کنم.

از مضمون کلام ایشان فهمیده می شود که خمسی که در روایات تحلیل شده تحلیل برای شیعیان نسبت به طیب مولود(عدم زنا زاده بودن) است نه حلال کردن اموال بعد روایاتی برای تایید می اورد

 

5.یکی از شواهد چنینی برداشتی از روایتهای تحلیل این است که سوال کننده از امام می خواهد که کل خمس را حلال کنند ،ویا امام برای طیب ولادت شیعه کل خمس را تحلیل می کند نه اینکه بیاید فقط سهم خود را ببخشد

لذا متصوفه برای طیب ولادت شیعه باید کل خمس را بخشوده شده حساب کنند نه فقط سهم امام را یعنی حتی چیزی به نام عشریه هم وجود نخواهد داشت

 

6.نکته مهم این جاست که با فرض اینکه فتوای صریح صاحب کتاب الوافی این باشد که سهم امام بخشوده شده است

ایا متصوفه از ایشان تقلید می کنند ؟

 با فرض تقلید از ایشان  ایا بقا بر میت جایز است ؟؟

 

7. حال با فرض اینکه بقا بر تقلید از میت جایز باشد طبق قول خود متصوفه که عشریه همان خمس است این خمس به چه کسی باید پرداخت شود ؟؟به مرجع یا به قطب ؟؟

بله اگر خمس را از احکام طریقت بدانیم می شود بهانه ای پیدا کرد که عشریه به قطب داده شود ولی به وضوح این یک حکم شرعی است نه 00

 

8.حال که متصوفه خوشبختانه معتقد هستند که باید در احکام شریعت رجوع به

متخصص(مرجع ) کرد  اگر مراجع به اجماع تام حکم به تحریم عشریه کنند ومتصوفه به این حکم عمل نکنند ایا می شود گفت که ایشان دراحکام شریعت دارای مرجع هستنند؟؟

 

ونکته  جالب اینجاست که حتی خود مرحوم فیض کاشانی که صوفیه خیی به ان استناد می کنند در همین کتاب الوافی می گوید که قول احسن واحوط این است که کل خمس(حتی سهم امام ع) به فقیه که نائب امام است داده شود که 000با هم بخوانیم :

(و لو صرف الكل إليهم لكان أحوط و أحسن، و لكن يتولى ذلك الفقيه المأمون بحق النيابة [1]، كما يتولى عن الغائب)

بعضی از کلمات مرحوم فیض کاشانی وبررگ فقیه شیعه مرحوم شیخ انصاری وشهید ثانی را در ادامه مطلب اورده ام که علاقه مندان می توانند به ان مراجعه کنند

 

هر چند بحث عشریه یک بحث واضحی به نظر می رسد ولی بنده خواستم که در این 6 پست از تمام جنبه های علمی به ان نظر داشته باشم وجای شبه ای باقی نماند

متاسفانه با وجود اصرار بنده ولی تا به حال از صوفیه کسی جدی وارد بحث عشریه نشده است وفقط مرا به سایت عشریه که ایرادات فراوانی بر ان وارد است ارجاع می دهند

باز من منتظر همه دوستان هستم

 

تا بزمی دیگر یا حق

 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در سه شنبه چهاردهم شهریور 1385  |
 حقیقت 19

 

به نام خدا حقیقت نوزده

با سلام به همه حق طلبان بعد از مدتی تعطیلی ب این حدیث گوهر بار در خدمت همه دوستان خواهم بود با تبریکات فراوان این ایام فرخونده

شخصى به امام حسين (ع) عرض كرد:اى پسر رسول خدا (ص) ،من آلوده‏ى به گناه هستم و ياراييم نيست كه از عصيانم بگريزم،مرا موعظه فرما.

امام حسين (ع) فرمود به پنج كار بپردازد و هر چه خواستى عصيان ورز.

1-از نعمت‏هاى خداوند استفاده نكن،آنگاه به گناه رو كن.
2-اگر مى‏توانى از حكومت و سر پرستى پروردگار خارج شوى گناه كن.
3-به جائى پناه ببر كه آفريدگارت ترا ننگرد بعد هر چه خواستى گناه كن.
4-اگر مى‏توانى هنگام مرگ جان به فرشته‏ى خدا تسليم ننمايى هر گناهى مى‏خواهى به جاى آور.
5-اگر مى‏توانى وقتى كه ترا به شعله‏هاى دوزخ مى‏سپارند وارد نشوى هر اندازه مى‏خواهى عصيان كن. (40) (اكنون كه نمى‏توانى اين پنج كار را انجام دهى بايد از گناه و آلودگى بپرهيزى

خدا یا ما را ااز رهپویان این بهترین خلقت قرار بده

تا بزمی دیگر یا حق

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در دوشنبه ششم شهریور 1385  |
 
 
بالا