آشنایی باتصوف
 خرقه 1 :ال کساء یا ال خرقه؟؟!!

به نام خدا

حقیقت بیست وسوم بحث خرقه ۱ :ال کسا یا ال خرقه؟؟!!

با سلام به همه روزه داران ومیهمانان این ماه مبارک

یکی دیگر از فاوتهای فرعی تشیع وتصوف وجود مفهومی به نام خرقه وخرقه پوشی در تصوف است که این موضوع در تشیع وجود ندارد

این موض.ع وقتی توجه من رو به خود جلب کرد که دیدم عده ای ازمورخین سنی یکی از وجوهئ تشابه تشیع وتصوف را همین خرقه پوشی  وردا  پوشی و00 می دانند

 وبه تبع ابن خلدون تاریخ نویس سنی مذهب عده از متصوف فرصت را غنیمت دانسته به کلام ایشان استناد کرده در تلاشند که خرقه پوشی را از مشترکات تشیع وتصوف قرار دهند

حال یکی از توجیهات ایشان را  با هم می خوانیم:

همان طور كه از ابن خلدون نقل كردیم، پوشیدن و انتقال خرقه و معنای این كار كاملاً با تشیع پیوند دارد. بر اساس حدیث مشهور «كساء»، پیامبر دخترش فاطمه و نیز علی و حسن و حسین را فراخواند و خرقه‌ای (عبایی) روی آنها كشید به گونه‌ای كه همه آنها را فراگرفت.

http://ho2121.blogfa.com/ وبعضی سایتهای دیگر

 

حال اشکالات این کلام :

1.همانطور که از ظاهر کلمات خرقه وکسا بر می اید این دو کلمه تفاوت اشکار دارند

  کسا پارچه است ولی خرقه نوعی از لباس است

 همانطور که لغت نامه مجمع البحرین ولسان العرب به ان اشاره دارد:

 و الكِساء: معروف، واحد الأَكْسِية اسم موضوع  یعنی چیزی که با ان خود رامی پوشانند

  و الخِرْقة: القِطعة من خِرَقِ الثوب، و الخِرْقة المِزْقةُ منه.  لباس هاي مندرس وكهنه

 

2هیچ مفسر و00 این ادعا ر نکرده که رسول الله پیراهن خود را روی مبارک اهل بیت کشید شما چطور کسا را به این راحتی به خرقه ترجمه می کنید 

 بلکه کسائی که روی زمین بوده ویا ردای خود را کشیده که ردا هم مترادف خرقه نیست زیرا:

و الرداء - بالكسر -: ما يستر أعالي البدن فقط     پارچه ایست که قسمت بالای بدن را که همان شانه ها هستند می پوشاند که با خرقه که به عنوان یک لباس پشمیست تفاوت ماهوی دارد

 

 ۳.بر فرض اگر قول کنیم که خرقه همان کساست

این کسا پوشی به عنوان یک شعار برای ائمه ما نبوده است فقط در همان موضع خواست اتفاق افتاده  وجریان تمام شده  ودیگر ائه اگر هم خرقه می پوشیدند  به عنوان شعار نمی پوشیدند

 یعنی کسایی که پیامبر از ان استفاده کردند فقط به این هدف نبود که زهد وترک دنیای ائمه را نشان بدهد هرچند ائمه به  معنای واقعی تارک دنیا (نه نعم ان) هستند بلكه جريان كسا اندازی همان طور که از دعای شریف کسا بر می اید برای تمییز دادن اهل بیت خمسه از دیگر اهل خانه وخویشاوندان و00  وتوجه خاصه مردم به ایشان وشناخت خمسه از دیگران است

البته متصوفه برای خرقه پوشی خود متوسل به حدیثی از معراج پیامبر می شوند که در پست بعدی به ان می پردازیم ان شاالله

تا بزمی دیگر یا حق

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در سه شنبه هجدهم مهر 1385  |
 ویژه تولد امام حسن مجتبی سال پیامبر اعظم
در این روز فرخنده خدایا عیدی ما را فرج اقا قرار بده !                   بسم الله الرحمن الرحیم

با سلام

 این داستان زیبا را تقدیم می کنم به همه عاشقان

              تربت غریب مدینه امام حسن مجتبی

مدائنى روايت كرده كه : ( حسن و حسين و عبدالله بن جعفر به راه حج ميرفتند توشه و تنخواه آنان گم شد)

 گرسنه و تشنه به خيمه اى رسيدند كه پيرزنى در آن زندگى ميكرد , از او آب طلبيدند گفت : اين گوسفند را بدوشيد و شير آن را با آب بياميزيد و بياشاميد چنين كردند سپس از او غذا خواستند , گفت : همين گوسفند را داريم , بكشيد و بخوريد يكى از آنان گوسفند را ذبح كرد و از گوشت آن مقدارى بريان كرد و همه خوردند

و سپس همانجا بخواب رفتند هنگام رفتن به پيرزن گفتند : ما از قريشيم , به حج ميرويم , چون باز گشتيم نزد ما بيا با تو به نيكى رفتار خواهيم كرد و رفتند .
شوهر زن كه آمد و از جريان خبر يافت , گفت واى بر تو ! گوسفند مرا براى مردمى ناشناس ميكشى , آنگاه ميگوئى : از قريش بودند ! ؟ .
روزگارى گذشت و كار بر پيرزن سخت شد , از آن محل كوچ كرد و به مدينه عبورش افتاد حسن بن على او را ديد و شناخت , پيش رفت و گفت : مرا مى شناسى ؟

گفت نه ! گفت : من همانم كه در فلان روز مهمان تو شدمو۰۰

 و دستور داد تا هزار گوسفند و هزار دينار زر باو دادند آنگاه او را نزد  برادرش حسين بن على فرستاد , آنحضرت نيز به همان اندازه بدو بخشيد و او را نزد عبدالله بن جعفر فرستاد و او نيز عطائى همانند آنان باو داد)

ما را هم از دعای خیر محروم نسازید یا حق

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در دوشنبه هفدهم مهر 1385  |
 حقیقت بیست ودو:بی معنا بودن هو121 از هو 110اشکار تر است

دعا فراموش نشودشهررمضان الذی انزل فیه االقران

 

 

به نام خداحقيقت بيست ودو

 با سلام به همه رهپویان راه حق قول داده بودم در مورد هو ۱۲۱ مفصل صحبت کنم

(البته  قابل ذکر است که قدمت شعار هو 110 بیشتر از هو 121 است  وبه احتمال قوی هو 121 مخصوص فرقه گنابادیه است  اگر دوستان خواننده اطلاعات دقیقتری در این مورد دارند حتما در قسمت نظرات مرقوم فرمایند استفاده می کنیم )

 

اساسی ترین مشکل عبارت هو 121 بی معنی بودن وعدم سنخیت بین ضمیر هو وعدد ابجد-121- (که مساوی با یاعلیست)  است

هو    اگر به لفظ الله بر گردد این طور معنی می شود خدا یا علی است  که بی معنی بودن عبارت کاملا مشهود است

هو    اگر به لفظ علی  ع برگردد این طور معنی می شود علی یا علی است که این عبارت هم مثل عبارت بالا بی معنی است

 

در قسمت نظرات دوستان متصوفه اراء مختلفی برای تصحیح هو 121 داده ند که با وجود برداشتهای مختلف از طرف ایشان نظرات را به اختصار بررسی می کنیم :

1.جناب مهدی.

خدمت شما عرض کنم که اگر شما اندکی قرآن را مطالعه کنید به این نکته خواهید رسید که هو العلی العظیم و ..
نام علی نام خداست.نه اینکه علی خداست

  جواب: هر چند ایشان قضیه را حل نکرده بلکه توضح صورت مساله داده اندولی

اولا علی نام خدا نیست ویکی از صفات خدای تبارک وتعالی است

ثانیاهو 121 یعنی هو یا علی  نه هو العلی        در نتیجه باز مشکل بی معنایی باقی خواهد بود

 

2.جناب نادر هم در وب خرقه این چنین نظر داده اند که با نظر دیگران تفاوت بسیار دارد:

 منظور از عدد 121 که همیشه زیر کلمه مقدس ( هو ) نوشته میشود این است نام مقدس علی (ع) که میشود 110 بعلاوه 11 فرزند بزرگوارش که جمعا میشود 121

 اولا 121 را  زیر هو نوشتن هیچ مشکلی را حل نمی کند زیرا هر بیننده ای در تلاش  یک نوع ربطی بین این دو درک کند

 حتما نویسند بین این دو یک ربطی قائل بوده که با هم ذکر کرده است چرا نگفت هوالعظیم  یا مثلاهو143 ویا000

 ثانیا: عدد 11 جمع ابجدی-ی-و-الف – است كه به عنوان حرف ندا بر سر كلمه علي وارد مي شود که با هم هو یا علی می شود وهیچ ربطی به 11 معصومی که بعد از علی ع خواهند بود ندارد

3.جناب ایلیا هم نظر جالبی داده اند در وب خرقه

در مورد 110 و 121 هم تعصبی ندارم و دليلی هم بر تعصب نمیبینم

خوب بعد از نداشتن هیچ گونه تعصب  بهتر است این شعار را حذف کنید که مستمسکی برای دیگران نشود چون دلیلی هم برای صحت نداریم

 

4..جناب ارش علی جواب دقیقتری داده اند:

 این گونه نوشته می شود و الزامی به جمله بودن آن نیست که شما دنبال مبتدا و خبر هستید زیرا اگر هم جمله باشد او یا علی است کاملا بی معنی است .
برادر عزیز می شود برای من بگویید که در خیلی از اماکن مقدسه و مساجد نوشته شده :
الله محمد علی فاطمه حسن حسین
این جمله است ؟ اینجا هم خبری در بین می باشد ؟؟ مبتدا کدام است دلیل چیست ؟؟

 ولی به نظر حقیر این جواب هم درست نیست چرا؟
زیرا هیچ نوع هماهنگی ادبی بین -هو - و-121-وجود ندارد
توضیح این که الفاظ مقدس الله ومحمد و00یک هماهنگی خاص بین ان وجود دارد
ولی این کلمه ندا که بر علی وارد شده است کار را خراب کرده است ببینید:الله - محمد -یاعلی -فاطمه 00
بله بین یا هو -121 می شود این توجیه شما را تا حد زیادی پذیرفت ولی در هو 121 خیر
این مشکل ادبی قضیه وبی معنایی ان (الله یاعلی) هنوؤ باقي است
واما مشکل منبعی قضیه یعنی بیان کنید از چه تاریخی این شعار باب شد وچرا

 

 وسوال مهم اخر اينكه ایا این نشانه تصوف است یا تشیع این شعار شیعه است یا شعار تصوفی که می خواهد بیان کند که شیعه است  در حالی که در فروع واصول متغایر است

منتظر نقد همه دوستان هستم تا بزمی دیگر یا حق

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در پنجشنبه ششم مهر 1385  |
 
 
بالا