تبليغاتX
بزم درویشان
آشنایی باتصوف
 تسلیت شهادت امام صادق ع

به نام  خدا

با سلام به همه رفقا  شهادت امام شیعیان امام جعفر صادق ع را به همه دلسخوتگان تسلیت  عرض می کنم 

همانطور که امام حسن وظیفه داشت صلح کند امام حسین ع نیز وظیفه داشت قیام کند همانطور که امام سجاد با مفاهیم بلند دعا، شیعه را با بلندای معرفت اشنا کردامام صادق (ع) نیز وظیفه داشت اولین دانشگاه تعلیم فقه ال محمد را دائر کند.

یعنی هر کدام ازامامان ما در موقعیت وزمان دیگری قرارمی گرفتند دقیقا همان کاری را می کردند که یک امام وظیفه داشت انجام بدهد

امام حسین (ع) هم اگر جای امام حسن ع قرار می گرفت بهترین کار رابرای مصلحت مسلمین از کید معاویه که همان صلح بود انجام می داد.یعنی همه ائمه ما از یک  نور درست شده اند (کلهم نور واحد ) وفرقی بین انها نیست.

ولی باز برای من جوان این حق هست که بپرسم چی شد که امام صادق ع بر علیه ظلم و بیداد بنی امیه وبنی العباس قیام نکرد

یعنی چی شد که امام (ع) مصلحت را در این دید که برای اصلاح جامعه هم که شده حکومت جور را  از بین نبرد؟

مگر بارها به ما گفته نشده که چهار هزار شاگرد در درس ایشان شرکت می کرده اند مگر اینان از اصحاب امام نبودند چرا باز امام موقعیت را متناسب ندیدند که حکومت جور را از بین ببرند؟

حکومتی که جوانان شیعه را، بین دیوارهای  کاخ های خود زنده زنده قرار می داد وان ها را به هر نحو ممکن از بین می برد و000

0000داشت اعتراض شدیدی به امام صادق (ع) می کرد

چرا شما هم مثل جدتان امام حسین (ع )قیام نمی کنید ؟ چرا تن به حکومت جور داده اید ؟

امام سکوت اختیار کرده بود ولی باز او ادامه می دادکه000

000مگر شما یار کم دارید؟ همه ما دررکاب شما هستیم  ما مطیع شما هستیم جان  در راه شما فدا می کنیم و0000

اینجا بود که امام سکوت را شکستند  وفرمودند :

 اگر شما مطیع هستید خود را در انجا بیندازید؟

در همین حین چشمان مرد مسیر انگشتان امام را طی کرد چشمایش می خواست از حدقه بیرون بیاید 000تنوری پر از اتش !!000

000من ، من خودم را در ان بیندازم ؟!حتما شوخی می کنید ، جدی نمی گویید

امام فرمودند مگر نگفتی من مطیع جان بر کف شما هستم خوب این یک امر است و00

مرد گفت اخر قرار این نبود که 000

00در همین لحظه بود که غلام حضرت وارد شدند امام بدون اینکه فرصت را از دست بدهند به غلام امر کردند که خود را در تنور بیندازد

000مرد دهانش باز مانده بود ونمی دانست چه اتفاقی دارد می افتد

 غلام خود را در تنور انداخت ولی اتش برای اوسرد شد

مرد دیگر حرفی برای گفتن نداشت سکوت بهترین راه برای ابراز پشیمانی او بود

امام به ایشان فرمودند اگر من به تعداد این گله گوسفند که می بینی یار داشتم قیام می کردم

امام رفت ولی مرد هنوز نمی توانست قدم از قدم بردارد

وقتی تعدادگوسفندان را شمرد از تعداد انگشتان دست نیز کمتر بود!!!!

بله مرد موافق با امام بود ولی عاشق ومطیع امام نبود

او می خواست امام زمانش جامعه را نجات بدهد او موافق بود که حکوت جور از بین برود ولی امام به او فهماند که طاقت این را نداردکه پا در رکاب امام زمانش بجنگد

تو هم می توانی به دلت نگاه کنی که موافق ظهور اقا هستی یا منتظر واقعی اقا

موافقی یا مطیع صد در صد اوامر ایشان

می شه ادم یه حساب سر انگشتی برا خودش باز کنه که موافقه یا منتظر ومطیع؟

دعا فراموش نشه

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در پنجشنبه بیست و پنجم آبان 1385  |
 حقیقت 26 خرقه 4 :مرقع یا خرقه؟

به نام خدا

با سلام حقیقت بیست وششم( خرقه ۴) 

همان طور که اشاره شد خرقه پوشی از مهمترین شعار ها وعلامتهای صوفیه است

تنها منبع موثق برای این شعار را حدیث معراج از پیامبر اتخاذکرده اند که اشکالات فراوانی به این استدلال وارد است  ترجمه حدیث را از زبان خود اهل تصوف اوردیم ماند اشکالات وارد بر ان

1.اولین اشکالی که بران وارد است این است که اصلا حدیث در مورد خرقه صحبت نکرده است بلکه در مورد مرقع صحبت کرده است

وهمان طور که گذشت مرقع به معنای لباس وصله دار وکهنه است که مفهوما با خرقه فرق دارد

وثانیا خرقه ای که در تصوف مراد  است خرقه پشمینه است نه هر خرقه ومرقع ای

 

2 اشکال دومی که بر این حدیث وارد است این است که طبق معمول احادیث مستنده از طرف متصوفه این حدیث هم از کتاب عوالی اللعالی اوده شده است

که بعدا مفصلا در مورد این کتاب بحث خواهد شد وخیلی از علمای رجالی ابن ابی الجمهور صاحب کتاب را تضعیف کرده اند

یکی از اشکالت مهم این کتاب این است که در این کتاب احادیث ضعیف فراوان در ان دیده می شود احادیثی که خیلی از انها از طریق اهل سنت نقل شده است مثلا بنده بعد از جستجوی فراوانی حدیثی را با این عنوان در کتب اصلی شیعه مثل بحار الانوار ویا اصول کافی پیدا نکردم

ابن ابى جمهور احسائى، از جمله علمايى است كه در طول تاريخ بحث‏هاى فراوانى را متوجه خود ساخته است.عده‏اى كتاب او را مردود، ضعيف، مطابق روايات اهل سنت و...دانسته‏اند.گروهى فراتر رفته و علاوه بر كتاب، در اعتبار مصنف هم مناقشه كرده‏اند و مثلا او را غلو كننده، صوفى‏

ضعيف، متساهل و يا غير دقيق در نقل روايت دانسته‏اند.شيخ اعظم انصارى در كتاب رسائل چنين مى‏فرمايد: «و قد طعن في ذلك التأليف و في مؤلفه المحدث البحراني في مقدمات الحدائق».

(صاحب حدائق اشکالاتی را براین کتاب وارد کرده است)

3. همان طور که از مضمون حدیث فهمیده می شود پیامبر این لباس را انقدر می پوشد که دیگر جایی برای وصله دار شدنم برای ان باقی نمی ماند یعنی پیامبر دائما ان  لباس را می پوشیده است تا اواخر عمر شریف که ان را به علی ع می دهدوایشان هم000

نکته ظریف ودقیق این است که اگر پیامبر در این مدت طولانی این لباس را بر تن می پوشیده است ضروری بود تمام  تاریخ شیعه وسنی مملو از چنین خبری می بود

 

با توجه به این که تاریخ وسیره نبوی پر است از اداب وطرز لباس و00 وحتی خیلی ازظرافتهای رفتاری پیامبر اعظم  تا انجا که چهره حضرت نوع نشستن نوع 000حال با این شرائط چگونه ممکن است این چنین سیره ای واین چنین ضبط محکمی خرقه پوشیدن پیامبر را انهم در این مدت طولانی ضبط نکرده باشد ؟؟!!!

تا بزمی دیگر یا حق

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385  |
 حقیقت بیست وپنج خرقه 3

به نام خدا

حقيقت بيست وپنجم: خرقه 3 جوابیه یکی از دوستان

با سلام به همه دوستدارن حق وخقیقت

هر چند بنده نظرات دوستان را معمولا در قسمت نظرات جواب می دهم  ولی چون این یک مورد شایدبرای دیگران هم سوال بر انگیز با شد در این جا ان را برسی می کنم ان شا الله

دوستی با نام پسر ادم نوشته اند:

فکر نمی کنی بعضی از این مباحثی که طرح می شود خیلی عوامانست که مثلا حالا خرقه درست یا کسا یا ابا یا .... هر چیز دیگر. چون مهم این است که کی به تن می کند و الا که جامه ی مردان زن پوشد زن است. البته که سمبل لباس پزشکی روپوش سفید است ( برای مثال) ولی ایا اگر هر کسی بپوشد دکتر است و یا اگر تن دکتر نباشد نمی تواند بیمار را از مرگ نجات دهد. فکر نمی کنی که ما علم پزشکی را گذاشتیم داریم سر بافت روپوشش بحث می کنیم. فکر نمی کنی وقت تلف کردن است و کمی هم بچه گانه .این ها نظرات من است البته که هر کس می تواند هر جوری که می خواهد وقتش را بگذراند به من ربطی ندارد.

مطلب خوبي نوشته اند چرا بنده باید از لباس یه فرقه بنویسم به قول شاعر تن ادمی شریف است به جان ادمیت نه همین لباس زیباست نشان ادمیت 

بنده هم قائل هستم که لباس دکتر تاثیری در نوع درمان  اوندارد ولی چند نکته

اولا:بحث سر این نبود که چرا خرقه این لباس را می پوشند که ه چند خود این نیز جای بحث دارد وباید برای پوشیدن چنین لباسی دلائل روایی متقن اورده شود  بلكه بحث اين جا بود چرا تصوف برا یپوشیدن چنین لباسی دست به تاویل روایات می زند

ان هم روایات بسیار مشهور کسا  ویا روایات معراج پیامبر و000

 ایا واقعا پیامبر اعظم خرقه روبی اهل بیت انداخت یا کسا یمانی را  خرقه پشمینه کجا وکسا یمانی کجا معنای این دو ایا یکی است

پس بحث در تاویل  روایات است نه در نفس خود لباس

 

ثانیا : نکته بسیار ظریفی که این جا وجود دارد این است که دکتر هم می تواند با پوشیدن چنین لباسی با چراغ به دزدی برود

مخصوصا اگر لباس خود را اسمانی بداند ببینید که چطور می شود با تاویل یک روایت یک لباس را که علامت یک گروه است  ان را تا اسمان ها برد  واعتماد دیگران را به ان جلب کرد 00000

البته ايشان سوالات دیگری هم پرسیده اند که اگر مجال بود به انها هم پاسخ خواهم داد

تا بزمی دیگر یا حق

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در دوشنبه پانزدهم آبان 1385  |
  حقیقت24 خرقه اسمانیست یا زمینیست؟

به نام خدا

با سلام خدمت همه  ره پویان راه حقیقت

مدتی بود که حدیثی از پیامبر اعظم ذهن من را به خود مشغول کرده بود

این حدیث را متصوفه برای اثبات خرقه پوشی خود استفاده می کنند وخرقه خود را منتسب به ان می کنند

من در این جا از همه دوستان متصوفه وغیره برای تکمیل مطلب وارد بحث شوند

خلاصه حدیث این است که پیامبر وقتی به معراج می رونددر خانه بلورین صندوقی زیبا با قفلی زیبا می بیننداز جبرائیل در مورد ان می پرسند ایشان می فرمایند این جزء سرالله است وباید خود خدا به تو پاسخ بدهد : حال ترجمه ان را از وب یکی از دوستان می خوانیم

 اي جبرئيل، در آن [صندوق] را بگشاي و جبرئيل چنان كرد. درون صندوق، فقر روحاني ومرقع بود.پرسيدم : اين فقر ومرقع چيست؟ نداي آسمان پاسخ داد: «اي محمد، اين دو را از زماني كه آفريده ام، براي تو وامت تو برگزيده ام و اين دو را جز به كسي كه دوستش دارم، عطا نمي كنم و تاكنون عزيزتر از اين دو را خلق نكرده ام». سپس پيامبر اكرم فرمودند: «خداوند متعال فقر و مرقع را براي من اختيار كرد، در حالي كه اين دو عزيزترين امور در نزد اوست». پيامبر به سوي خداوند توجه كرد و پس از بازگشت از معراج به دستور و اجازه خداوند خرقه را بر علي(ع) پوشانيد. علي (ع) آن را بر تن كرد و وصله هاي بي شمار بر آن دوخت تا آن حد كه فرمود: «بر اين خرقه آن قدر وصله زده ام كه در برابر دوخت زن خجلت زده شده ام». علي (ع) به فرزندش امام حسن (ع) امر فرمود پس از مرگش آن را بر تن كند و پس از او حسين (ع) سپس اخلاف حسين (ع) تا حضرت مهدي ع

حال چند نکته

۱.   اولا در ترجمه این حدیث اشتباهاتی صورت گرفته که در تطبیق با متن اصلی حدیث بیان خواهیم کرد

۲.  این حدیث را فقط کتاب عوالی اللعالی نقل کرده وهیچ کدام از کتب اصلی ان را بیان نکرده اند

 

۳ سند حدیث در این کتاب بیان نشده است از دوستانی که از ناقل ان اطلاع دارند ما را هم بی نصیب نگذارند

 

۴.    وسوال اخر این که ایا می شود مرقع رادراین حدیث به خرقه ترجمه کرد ان شاالله ان را در پست بعدی بررسی خواهیم کرد

 

تا پستی دیگر یا حق  

 

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در یکشنبه هفتم آبان 1385  |
 
التماس دعا

به نام خدا

با سلام

ما را از دعای خیر فراموش نکنید

ان شاءالله نماز عید فطری را با اقا واربابمان امام زمان بخوانیم

تا بزمی دیگر یا حق

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در دوشنبه یکم آبان 1385  |
 
 
بالا