به نام خدا
با سلام به همه شریعت مداران واقعی
در این پست هر چند خسته کننده است .ولی لازم است که به این ایه
(واعبد ربک حتی یاتیک الیقین ) بپردازیم که ایا از این ایه می توانیم بفهمیم که با رسیدن به یقین می توانیم عبادت را ترک کنیم یا نه
لذا یکی از دوستان متصوفه به نام شیث هم همین پندار را نسبت به این ایه داشته است ودر قسمت نظرات فرموده اند:
برخی گفته اند منظور از فرا رسین یقین مرگ است.پس چرا خداوند حکیم در قرآنی که "والقرآن الحکیم"است لفظی بکار میبرد که ابهام برانگیز باشد.چرا نفرمده اند"واعبد ربک حتی یاتیک الموت". پس معنی ای آیه چه میشود"و کذلک نری ابراهیم ملکوت السماوات والارض و لیکون من الموقنین" آیا ابراهیم(سلام الله علیه) از جمله یقین کنندگان بود یا از زمره مردگان؟؟!!...در آیه 99 سوره حجر نکته ای وجود ندارد که نتوان آنرا طبق ظاهر تفسیر کرد, آیا هرگاه کلام خدا با موازین عقلی ما(که بیشک ناقص است) سازگار نبود باید قرینه ای حمل بر معنی کنائی دست و پا کنیم, دلیلی ندارد که ما ظاهر قرآن را نپذیریم و بر معنی حقیقی خود حمل نکنیم.
پس بحث ما در این است که ایا یقین در این ایه به معنای مرگ است یا یقین ؟
جناب شیث فرموده اند به معنای یقین است لذا اگر کسی به یقین رسید لازم نیست عبادت کند!
بنده در پست قبلی اشاره کردم که اگر ما یقین را به همان معنا بگیریم ما از ایا اصلا ترک عبادت را نمی توانیم بفهمیم بلک ایه می فرماید برای کسب یقین باید عبادت کرد واعبد ربک تا اینکه به یقین برسی وایه ساکت از این است که بعد از رسیدن به یقین عبادت را ترک کن یا نه؟
مگر هدف از عبادت،فقط به دست اوردن یقین است مگر ابراهیم ع وانبیاء اولوالعزم و.....یقین نداشته اند، که باز عبادت می کرده اند .
ثانیا ایشان فرموده اند: چرا خداوند حکیم در قرآنی که "والقرآن الحکیم"است لفظی بکار میبرد که ابهام برانگیز باشد؟
اولا این استعمال ابهام بر انگیز نیست چرا؟
زیرا یقین به معنای خود یقین استعمال شده است ولی یکی از مصادیق یقین از ان مراد است نهئ همه مصاذیق ان زیرا طبق بیان ااکثر مفسرین مرگ یکی از مصادیق یقین است زیرا با فرا رسیدن مرگ انسان به یقین می رسد وبه قول ایه قران وبصرک الیوم حدید (چشم های تو امروز باز است )هر چنر این یقین دیگر برای او کار ساز نیست
آوردن یک کلی ولی منظور یکی از مصادیق آن بودن از استعمالات معمول عرفی است
-نکته بعد این که اصلا داب خدا این است که بعضی از ایات خود را مبهم به معنای خاص خودش بیاورد ایات ابتدایی سوره ال عمران که می فرماید ایات قران دو نوع هستند محکم ومتشابه بر این ابهام گویی صحه می گذارد واین خلاف حکیم بودن خدا نیست اتفاقا این ابهام گویی حکمتش برای ایجاد امتحان بین مسلمین است خود ایات ابتدایی ال عمران هم این مو ضوع را تایید می کند
مثال هایی از ابهام گویی :
وجیء ربک والملک صفا صفا : خدا وملائکه صف به صف آمدند
یدالله فوق ایدیکم :دست خدا روی دستان شماست
واستوی علی العرش : خدا به عرش تکیه زد
و......
- به علاوه ما درایه قرائنی داریم که این معنا را برای ما تبین می کند
- ونکته مهم این جاست که ما باز در ایاتی دیگر از قران کلمه یقینی داریم که فقط مرگ معنی می شود
ایه 47 مدثر :
.......وکنا نکذب بیوم الدین حتی اتانا الیقین وکنا نخوض مع الخائضین.
ما به قیامت اعتقاد نداشتین تا اینکه مرگ ما را فرا گرفت
حالا سوال من از جناب شیث این است که شما چطور این ایه اخر را از معنای مرگ بر می گردانید به خود یقین؟ چرا ایه قران ابهام گویی دارد؟؟؟
ودر اخر برای تایید مطالبی از خود تفسیر بیان السعاده از ملا سلطان که ایشان نیز قائل به همین معناست را می اورم البته باید برسی شود که ایا با حرف های دیگر ملا سلطان در تناقض است یا نه؟
:
واعبد ربک حتی یاتیک الیقین :ای الموت فانه المتیقن فالمعنی واعبد ربک حتی یاتیک الموت
وتقریبا همه مفسران مشهور و غیر مشهور همین رای راد پذیرفته اند علت واقعی ان هم این بود که مرگ یکی از موضوعات یقین اور است انهم با کمک قرائنی که از خود ایه فهمیده می شود
تا بزمی دیگر یا حق
|
+| نوشته شده توسط
عارف رستمی در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385
|