تبليغاتX
بزم درویشان
آشنایی باتصوف
 حقیقت 44 :شطح3 مراحل ساخت شطح

به نا خدا با سلام

تواین فکر بودم که چطور شد این قدر تو صوفیه شطحیات درست ونادرست  به وجود امد

دیدم صوفیه برای جذاب کردن مطالب خود ورنگ و لعاب دادن کار های دستی خود بهترین راه را انتخاب کرده

هم مضامین ومتون جذاب می شود وهم اسشتباهات خیلی از بزرگان پوشیده خواهد شد وهم قطب مورد نظر تو دل ها خیلی بهتر جا می گیره

البته ممکن است برای  بعضی از شطحیات را توجیه ادبی ان اورد ولی شطحیات  فراوانی هم پیدا می شود که سرشان بی کلاه می ماند

وقتی صوفیه می بیند که چیز هایی از دهان قطبشان بیرون می اید که خلاف تاریخ ویا خلاف عقل است یعنی خلاف عقل ونقل  است این جاست که  قدمها می لغزد وگمراه میشود

اینجاست که می گویند درست است که مطلب ممکن است اشتباه باشد ولی مابا خود مطلب کاری نداریم اصل برداشتی است که ما از مطلب داریم یعنی هدف  وسیله را توجیه می کند

ببنید ،درست است که ممکن است قاسم در کربلا عروسی نکرده باشد .یا عروس نداشته باشد ولی همین که به همسرش میگوید من آستینم را در قیامت پاره می کنم واین علامت شناختن من است حالا شروع می کنیم به ساختن شطح

 

گفتی استسن ودلم کردی کباب ! اولا منظور این استین نیست استین تعلقلا ت است . خوب این توجیه خیلی قشنگ است هر چند این چنین برداشتی هم از روایت ویا داستان خود دلیل می خواهد

مرحله دوم، یعنی مرحله اصلی  ساختن شطح :

ما کار نداریم که داستان اشتباه است یا نه ما به درسی که از داستان می گیریم کار داریم

این جمله ایست که اکثر دوستا ن در قسمت نظرات نوشته اند

ولی متاسفانه یک نفر نگفت چرا باید حرف کسی را که این چنین اشتباه فاحشی را انجام داده اینقدر بزرگ کنیم وحتی از ان بر دادشتهای عرفانی کنیم

ما برویم از این همه داستان های درست واقعی برداشتهای عرفانی انجام دهیم مگر قحطی روایت است !!!

ودر ذیل مقداری از مطالبشان را می اورم :

...حتی اگر داستان حضرت قاسم از تحریفات حتمی باشد ولی نتیجه اخلاقی عظیمی در بطنش نهفته است

 

...........ضمن کور دلان توجه نمیکنند از این داستان ولو اینکه تحریف شده باشه (هرچه ان خسرو کند شیرین بود )ولی اشاره ایشان به نتیجه مست کننده ........

 

یا علی

 

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در جمعه هجدهم اسفند 1385  |
 حقیقت 43:شطح 1: عروسی قاسم در یک سالگی

به نام خدا با سلام

یکی از مشکلات متصوفه که بسیار مشکل عظیمی است مقوله ای به نام شطحیات است

شطحیات یعنی مواردی که صوفی ای پیدا شود کلامی کفر امیز بیان کند که ممکن است به ذهن قاصر ما کفر باشد و با دقت در مطلب می فهمیم که کفر نیست بلکه اوج عرفان است

هر چند اصل این موضوع صحیح است وما باید مخصوصا کلام دیگران را تا جایی که جا دارد توجیه کنیم ولی این توجیه کردن خط قرمز دارد یعنی چی ؟

یعنی ما باید مورادی را از شطحیات بنامیم که توجیه پذیر باشد مثلا اگر فلان شاعری  یا غیر شاعری گفت من دائم الخمر هسیتم  حتما منظورش دائماالخمر از وصال است

 

یادم هست اون اوائل من تحقیقی در مورد شیطان ستایی متصوفه داشتم  خیلی از کلام بزرگانشان راتوانستم  توجیهاتی برا ش بیاورم ولی به جاهایی می رسیدم که اگر می خواستم توجیه کنم قران  تحریف می شد

یعنی اگر می خواستی توجیه کنی  بین کلام خدا و کلام صوفی تناقض ایجاد می شد

(این مطلب تو ارشیو وجود داره )

با با این مطلب عروسی کردن قاسم ویا عروسی نکردن ان را باید تاریخ به ما بگوید

نمی شود این را باشطحیات توجیه کرد  هر چی که غلط از اب درامد نباید پر شطحیات را روی ان هم کشید وچشمانمان را از اشتباه وتحریف واقعه عاشورا بست

چه اشکال دارد هر چند قطب من باشد ولی بگویم در این مورد اشتباه کرده است

مگه قطب گنابادی از بین قطب های دیگر معصوم است

این دو دو تا چهار تاست که ادم بفهمه چطور ممکنه  وقطب عالم امکان  باشه ولی این تحریف واضح رو کشف نکرده باشه

این چه اشکالی دارد؟؟؟؟ایا ممکن نیست

ببینید یکی از دوستان از کجا به کجا زده:

 

   نويسنده: صنم پرست

پنجشنبه 10 اسفند1385 ساعت: 22:20

نوبت به اولیا که رسید اسمان تپید ؟حضرت عیسا در گهواره حرف زد .حضرت مهدی در پنج سالگی سر نماز عموش و زد کنار و خودش بر جنازه پدر نماز خوند و نماز هم بلد بوده همه درست ولی حالا چون اقای تابنده این داستان و گفته شیطنت ها شروع میشه سیزده ساللگی ایراد میشه در ضمن کور دلان توجه نمیکنند از این داستان ولو اینکه تحریف شده باشه (هرچه ان خسرو کند شیرین بود )ولی اشاره ایشان به نتیجه مست کننده است .درضمن این داستان توی کتابهای خودتونه ,دراویش توجه اشون نظر بر قدم و هوش در دم است ,وبه دل ذکری به فکر پیر گفتن

 

حرفش  درسته اگه ما هم در مورد عر وسی قاسم سند داشتیم اگه به ما می گفت یه معجزه بزرگ  اتفاق افتاده که همه کسانی که اونجا بودند دیده اند که قاسم در یک سالگی یا کمتر ازدواج کرده است ما می پذیرفتیم

بله حرف زدن عیسی ع و........نص صریح قران است  سند داریم

اقا به زور که نیست تاریخ رو نمیشه از شطحیات حساب کرد این جا دیگه دستمون بسته است

البته حر ف های ایشون نکات جالب دیگه ای هم داره که اجازه بدین برای بعد

تا بزم دیگر یا حق

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در شنبه دوازدهم اسفند 1385  |
 حقیقت 42 :نور علی تابنده وعروس قاسم ع

با سلام به همه ره پویان راه حقیقت حسینی

خیلی دوست داشتم در مورد رابطه  فرهنگ عاشورایی با منش های صوفیانه مقاله بنویسم ولی احساس کردم کار زیادی می بره برای یه تحقیق جانانه

ولی  دیدم  وب صلح کل مطلبی از حاج علی تابنده(قطب گنابادی) را اورده بود که برای من خیلی جالب بود

چگونه ممکن است  قطبی چنین مطلب موهونی رااورده باشد با هم این مطلب را می خوانیم وقضاوت می کنیم وسپس هدف ایشان را از بیان این مطلب توضیح می دهم

 

........و او را امر به صبر فرمودند . زینب عرض کرد : برادر ، صبری بکنم که صبر از دست من عاجز بشود . همان زینبی که وقتی به کنار خیمه قاسم رفت ، نجوای قاسم و عروسش را شنید که عروسش به او گفت : قاسم تو به میدان می روی و شهید می شوی ، من در روز حشر ترا چگونه بشناسم ؟ قاسم آستین پیراهنش را پاره می کند و می گوید : مرا به این آستین پاره بشناس . که البته سالک تا آستین تعلق را پاره نکند به کمال نمی رسد

 

از واضحاع تاریخ عاشوراست که قاسم ونوجوانی(فقط 13سال) بیش نبوده است واز موهون ترین موضوعات تحریف عاشورا عروسی کردن وعروس دار بودن قاسم است

ببینید شهید مطهری در کتاب پر ارزش حماسه حسینی چه می گوید :

داستان عروسی قاسم که خیلی مستحدث است واز زمان قاجاریه تجاوز نمی کنداز تحریفات  حتمی عاشوراست صفحه ۵۸۶

البته من نمی دانم ادبیاتی های ما اصطلاح استین تعلق را به کار می برند یا نه ولی ببینید اقای تابنده هنوز مطلبش تمام نشده گریز می زند به استفاده صوفیانه کردن از قضیه سالک باید ...........

خیلی عجیب است بر فرض اینکه قاسم هم عروسی کرده باشد این چه سوال مضحکی است که زن قاسم ع از ایشان می پرسد ؟؟؟؟

من چگونه تو را در قیامت پیدا کنم؟

.نیز اشکالات فراوانی که به این داستان وارد است

تا بزمی دیگر یا حق  

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در پنجشنبه دهم اسفند 1385  |
 
به نام خدا

با سلام

با عرض سلام جانانه و عرض پوزش فراوان از تا خیر بسیار فراوان از همه دوستان

متاسفانه به علت  مسافرت وگرفتاری های دیگر نتوانستیم بحث هایماهن راادامه بدهیم

از همه دوستان من جمله اقایان :

حبیب ،بهادر ،سیاوش ، مملی ، جویای حقیقت،حقیر فقیر  ، حکمت، شیث، حسن شاهد خطیبی،گناباد۱۱۰،مسلم بن عقیل ، صوفی،لمان عادلی ، سینا،عبد الله ، علی ، قلبی خواهان عشق ،

تا به روز شدن با مطلب جدید یا حق

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در دوشنبه هفتم اسفند 1385  |
 
 
بالا