تبليغاتX
بزم درویشان
آشنایی باتصوف
 حقیقت 47 :مدینه در ورامین

 

حقیقت ۴۷:

مدینه در ورامین

سلام

"الیوم اکملتُ  لکم دینَکم واَتمَمتُ علیکُم نِعمَتی"

روز غدیرفرا رسید خداوند در این روز دین را کامل ونعمت را تمام می کند

مگر بعد از غدیر نعمتی دیگر فرو نیامد یا حکم جدیدی یا آیه جدیدی بر پیامبر نازل نشد ؟

بله نازل شد.

پس چرا خداوند در این آیه می فرماید دین را کامل کردم چه نعمتی آورد که دین با آن کامل شد ؟؟

خداوند ولایت را کامل کننده دین قرار داد

ولایت یک نعمت است ولی نعمتی بس عظیم وسترگ

مثل نعمت جان بخشی خالق به انسان . یک نعمت است ولی قابل قیاس با نعمت غذا ودست وپا و…جان اصل وجود است که در کالبد جسم دمیده شده است

بدون جان هر چه باشد ،هیچ نیست

ولایت،جان دین است بدون ولایت هر چه باشد هیچ نیست

                         نماز بی ولایت بی نمازیست   

ولایت روح وراس دین است بدون رأس تن به چه کار آید؟نوریست که با آن ظلمتی احساس نخواهد شد 

حال این فاطمه با این مقام زمینی  وآسمانی "حوراءٌ انسیة " برای امری فرو فرستاده شده بس عظیم برای دفاع از حریمی قدسی  بس  پاک وطاهر، برای حفظ بزرگترین نعمت یعنی نعمت ولایت .

شهادت ایشان تا ظهور آقا عزای عمومیست.

همان طور که امام 15 خرداد را عزای عمومی اعلام کردند

فاطمه زمانی برای ولایت قیام کردند که روح دین داری وولایت گرایی مردم به سردی گراییده وهر کس در فکر خانه خود زندگی خود وسهم وحق خود بود نه در فکر وظیفه الهی و....

شهدای 15 خرداد هم زمانی قیام کردند که هیچ کس فکر دفاع از دین نبود چه رسد به ولایت وشهادت در راه ولایت .

تعداد شهدای 15 خرداد که از ورامین کفن پوش وارد تهران می شوند کم  بودند همانطوری که زهرا "س" نیز یک نفر بودند ولی شهید در راه ولایت بسیار عظیم تر شهدای دیگر است

شهدای کفن پوشی که برای دستگیری امامشان که خود را ازسینه چاکان حسین می دانست به شهادت رسیدند .آیا اگر در کربلا بودند برای خود حسین ع به مسلخ نمی رفتند؟

به خاطر این همه عظمت است که  امام بارها از اینان به تجلیل یاد کردند .وشهادت این شهدا نقطه عطفه انقلاب شد

حال نوبت ما رسیده !

شهید شدن در راه دین سخت ودر راه ولایت سخت تر ولی با این وجود حفظ خون شهید بسی دشوار تر وطاقت فرساتر است

از خدا وروح شهدای 15 خرداد استمداد بطلب واین وظیفه را اول بشناس وبعد به کار ببندکه :

      کلّکم راعٌ و کلّکم مسؤولٌ عَن رَعیَتِه

                                    

                         که جملگی مسؤولیم

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387  |
 حقیقت ۴۶ -شریعت ۱۳ -عرفاتن امام کجا عرفان صوفیه کجا
چون شمع بسوزم روز ودعا یاران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                      بسم الله الرحمن الرحیم 

حقیقت ۴۶ -شریعت ۱۳ 

 با سلام وعذر خواهی به خاطر تاخیر در ارسال مطالب جدید

امروز به مناسبت این مطلب را برایتان آورده ام امیدوارم منتظر نقدهای روشن گر همه شما هستیم

       عرفان امام "رح" وعرفان صوفیان

 

مکتب صوفیان ازهمان آغاز دارای کج روی های فراوان بوده است که شاید مهمترین آن کج روی ها ویابهتر بگویم محوراین کج روی ها را بی اعتمانی به وحی وشریعت دانست

که این انحراف در طول دوران ونسبت به اشخاص مختلف تفاوت می کند. حتی برخی از ایشان بر علیه دیگری به اعتراض درآمده واین را انحرافی بس عظیم در صوفیه تلقی می کند.

حال منشأ این که صوفیه به شریعت وبه قول خودشان اعمال ظاهری ، کم اعتنا شدند چیست ؟

وقتی می دیدند برای خود یا برای بزرگان خود کشف وشهود هایی دست می دهد به اینجا رسیدند که غایت دین همین کشف و شهودهای کذای است لذا با خود  گفتند مارا با شریعت چه سود ؟ وره افسانه طریقت را پیمودند. این نماز قرار بود ما را به مقصد شهود برساند ورساند، دیگر نیازی به مرکب شریعت نیست ودیگر نیازی به نردبان نیست چون به بام شهود نائل شده ایم.

منشا اشتباه این بود که این شوهد ها را با معیار عقل نسنجیدند

محدوده اعتبار وصحت شهود را نتوانستنتد بیابند. اینکه حالا من به یک تجربه و شهود رسیدم آیامی شودگفت که به حقیقت هم رسیدم؟

عقل را نتوانستند معیار قرار دهندکه کدام شهود شیطانی وکدام شهود الهی است ؟

یا اگر به اینجا رسیدیم که یک شهودی الهی است ،تا چه اندازه برای ما حجت است؟آیا می تواند اعمال ظاهری شریعت را از دوش ما بردارد؟

ببنید امام "روحی له الفداء" یک عارف است امّاچرا شریعت گریز نیست ؟

مقید بودن عجیب امام را ببینید ؟چگون در لحظات پایانی با تمام زحمت نماز خود را ترک کرده بلکه به آن عشق می ورزد

عقل گرایی او هیچ وقت نمی گذاشت شهود های عرفانیش او را شریعت گریز کند

وبه دیگر سخن قبل از اینکه اورا عارف کامل بنامیم اورا باید عقل گرای کامل نامید

بزم دیگر ماان شاالله  در این مورد است که چگونه شهودعرفانی  می تواند با مکتوب قرآنی در تضاد باشد؟

 

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387  |
 
 
بالا