تبليغاتX
بزم درویشان
آشنایی باتصوف
 اقاي بهجت

        اقاي بهجت بزرگترين دليل بر بطلان تصوف

شايد بهترين خصلت آية الله بهجت اين باشد كه توانست نشان دهد كه ماعرفاني داريم كه با محتواي  تصوف  مخالف است يعني خط  بطلان كشيدن برتصوف را عملي بيان كردند

مسير تصوف يك مسير بدون تاييد است ،عرفان اهل بيت فرسنگ ها با عرفاني كه متصوفه ارئه مي  دهند فرق دارد .يك عرفان دست ساز بشر است.

استاد مصباح كه خود از فلاسفه بزرگ روزگار ما هستند 15 سال افتخار شاگردي ايشان را داشته اند ايشان مي فرمودند ما دراوائل طلبگي وقتي با ايشان آشنا شده بوديم ايشان سنشان زير 20 سال بودند ودرعين حال چنان داراي مقامات معنوي بودند كه بارهابه ما مي فرمودند تازنده ام اين هارا به كسي نگوييد

آية الله بهجت نمونه جدايي عرفان از تصوف است

اما چارچوب استدلال بنده:

·        مقدمه 1: هيچ كس در عرفان آقاي بهجت شك ندارد

·        مقدمه2:هيچ كس در بلندي عرفان ايشان نسبت به عرفاي هم عصر خويش شك ندارد

·        مقدمه3:اگر عرفان كه متصوفه بيان مي كنندصحت داشت ايشان بايد در اين مسير گام بر مي داشتند نه درعرفان اهل بيتي ناب .

·        نتيجه: عرفاني كه متصوفه معرفي مي كنند عرفان درستي نيست يا حداقل عرفان ناب نيست

استدلال دوم در بطلان تصوف (يا اكثريت انها)

·        مقدمه 1: يكي از اركان اكثريت تصوف جدايي شريعت از طريقت بوده است

·        مقدمه2: آقاي بهجت عارف بزرگ كه تماما بر عرفان او صحه مي گذارند

·        مقدمه3: اقاي بهجت نه تنها قائل به شريعت بودند بلكه خود مرجع تام شريعت بودند

نتيجه : عرفاني كه با شريعت تقابل داشته باشد به خطا رفتن عرفان است زيرا آقاي بهجت توانستند بين عرفان وشريعت تا آخر عمر جمع كرده وهيچ گاه دست از شريعت نمي شستند

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در دوشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1388  |
 
بسم الله الرحمن الرحيم

سلام

بعد از مدتها قصددارم وبلاگ رو داغ كنم ان شا الله

راستش رو بخواين وقتي ديدم وبلاگ در جشنوراه موسسه امام رح جزء وبلاگهاي برگزيده شد تصميم براي اينكه وب را ادامه بدم خيلي افزايش پيدا كرد

حالا چه موضوعاتي را د راين وب دنبال خواهم كرد را به اطلاعتان مي رسانم تا بزمي ديگر يا علي

|+| نوشته شده توسط عارف رستمی در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388  |
 
 
بالا