بروجرد قهرمان
حقیقت۴۵
بالاخره بعد اغز ماهها فرهنگ سازی روشن فکراهن دینی بروجرد وآماده سازی فضای مناظره
تصوفی که هیچ مایه علمی ومحتوایی برای خود نمی دید تا تحمل این همه فضا سازی علمی را بر نداشت وبه مناظره نیامد
به مسجد حمله کرد امام جماعت را فرماندار را و...... گروگان میگیرد
البته اصلا تصوف تضاد با روحانیت تشیع داشته وآن را بزرگترین دشمن خود قلمداد میکرده است
وحق هم دارد اگر علمای سلف نبودند تشیع به تصوفی کاملا پوچ تبدیل میشد
تا بالاخره در چنبره مردم قهرمان بروجرد دیدند
فکر کردند اگر ۲۰۰ نفری به مسجد حمله کنند یک قدرت نمایی بزرگ کرده اند
غافل از این که گور خود را کنده اند
ارا م آرام بروجرد را وبعضی از مردم ساده بروجرد را اغفال کرده بودند علما گفتند با این الفاظ دهن پر کن مردم کم سواد را گول نزنید بیایید در پای مذاکره علمی با علما بحث کنید نه عوام را فریب دهید
به اختلافشان ادامه دادند
به نظر بنده علت این همه اختلافات این است که ما نظر اسلام را محققانه نخوانده ایم
اسلام در عین حال که دین سهله وسمحه است ولی با یک نظر گذرا بر وقایع تاریخ اسلام میتوان فهمید که اسلام نسبت به تغییر محتوای خود از طرف دیگران بسیار بسیار حساس بوده است
پیامبر وائمه اطهار نیز چنین بوده اند
به عنوان نمونه جریان صد در صد موثق ویران کردن مسجد ضرار توسط پیامبر اعظم .
در اینجا به محض اینکه حضرت با خبر شدند ان را ویران کرده وپشت سر ان نیز قران ان را تائید می کند
سوال :ایا انها که مسجد را ساخته بودند مسلمان نبودند ؟
ایا برتر از حسینیه یعنی مسجد نساخته بودند ؟
ایا خاک مسجد برای پیامبر ومسمانام مقدس نبود ؟
ایا می دانید اگر پیامبر ان را ویران نمی نمود چه فاجعه ای بار میامد ؟
قران با یک بیان موجز پاسخ می دهد ((مسجد ضرار )) حسینیه ضرار هنوز تو عکسها وبتاتو هو 121 را متوان خوند
یا فاجعه عظیم نسل کشی علی ع که در جنگ نهروان ان همه ادم را قلع وقمع کرد
ایا ان خوارج فلکزده مسلمان نبودند ؟
ایا انها بیشتر از هر صوفی صوفی نبودند ؟
ایا انها دل داده خدا نبودند ؟
ایا در ان زمان هم بچه حزب اللهی ها امام را تحریک کردند ؟
مگر انها چه گناهی کرده بودند فقط یک اختلاف عقیده با علی ع داشتند ایا سزاوار این برخود بودند ؟ تازه از همه مسلمانانهم مسلمان تر بودند
ویا برخورد شدید وتوهین امیز امامان مخصوصا
1. امام محمد باقر که از ابومنصور عجلی تبری جستند زیرا او تحت لوای
دوستی امام به الحاد وزندقه دعوت می کرد
2امام هادی وابن حسکه وابن بابا وفارس بن حاتم نمیری
3 000
کاش تاریخ خوانده می شد که اگر چنین بر خوردهایی از دفاع از اصل دین نمی شد حتی چیزی هم به اسم تصوف باقی نمی ماند چه رسد به تشیع
حال تصوف با به کول کشیدن خلوار خلوار بدعت که هر سعی می کنم در وبم مقداری از ان را توجیه شرعی عقلی کنم نتوانسته ام مگر به کمک دوستان
براستی اگر چنین بدعت هایی در تصوف نمی بود چرا دو برادر دینی به جان هم بیفتن
بشمارید :
اعتذار ابلیس
تشرف 000
عشریه
تصور صورت مرشد
قطبیت عالم امکان
ديك جوش
یا مجذوب ویا محبوب
نظر باز ی
شریعت وطریقت و000
نسبت کفر بعضی از اقطاب به ابو طالب ع
خاتم الاولیائی ابن عربی
توصل به اولیائ تسنن
رقص وسماع
غسل ها ی پنجگانه
صدقه نجوا و000000000
شاید شما بفرمایید اینها ظاهرا با شرع ناسازگار ند نه واقعا وتوجیه هم برای ان بیاورند
منم کوتا ه میام ولی سوال اینه که چرا این گروه بزگوار!!!! ایقدر ظاهرا با ما اختلاف دارند
یک جواب محکم میتونم از طرف شمابه خودم بدم که شاید بقیه آدامهای ایران شیعه نباشند یا اصلا ما دو گروهیم جدا
تا بزمی دیگر وسلای دیگر به بروجرد قهرمان یا حق
|
+| نوشته شده توسط
عارف رستمی در یکشنبه بیستم آبان 1386
|