بسم الله الرحمن الرحیم
حقیقت ۴۶ -شریعت ۱۳
با سلام وعذر خواهی به خاطر تاخیر در ارسال مطالب جدید
امروز به مناسبت این مطلب را برایتان آورده ام امیدوارم منتظر نقدهای روشن گر همه شما هستیم
عرفان امام "رح" وعرفان صوفیان
مکتب صوفیان ازهمان آغاز دارای کج روی های فراوان بوده است که شاید مهمترین آن کج روی ها ویابهتر بگویم محوراین کج روی ها را بی اعتمانی به وحی وشریعت دانست
که این انحراف در طول دوران ونسبت به اشخاص مختلف تفاوت می کند. حتی برخی از ایشان بر علیه دیگری به اعتراض درآمده واین را انحرافی بس عظیم در صوفیه تلقی می کند.
حال منشأ این که صوفیه به شریعت وبه قول خودشان اعمال ظاهری ، کم اعتنا شدند چیست ؟
وقتی می دیدند برای خود یا برای بزرگان خود کشف وشهود هایی دست می دهد به اینجا رسیدند که غایت دین همین کشف و شهودهای کذای است لذا با خود گفتند مارا با شریعت چه سود ؟ وره افسانه طریقت را پیمودند. این نماز قرار بود ما را به مقصد شهود برساند ورساند، دیگر نیازی به مرکب شریعت نیست ودیگر نیازی به نردبان نیست چون به بام شهود نائل شده ایم.
منشا اشتباه این بود که این شوهد ها را با معیار عقل نسنجیدند
محدوده اعتبار وصحت شهود را نتوانستنتد بیابند. اینکه حالا من به یک تجربه و شهود رسیدم آیامی شودگفت که به حقیقت هم رسیدم؟
عقل را نتوانستند معیار قرار دهندکه کدام شهود شیطانی وکدام شهود الهی است ؟
یا اگر به اینجا رسیدیم که یک شهودی الهی است ،تا چه اندازه برای ما حجت است؟آیا می تواند اعمال ظاهری شریعت را از دوش ما بردارد؟
ببنید امام "روحی له الفداء" یک عارف است امّاچرا شریعت گریز نیست ؟
مقید بودن عجیب امام را ببینید ؟چگون در لحظات پایانی با تمام زحمت نماز خود را ترک کرده بلکه به آن عشق می ورزد
عقل گرایی او هیچ وقت نمی گذاشت شهود های عرفانیش او را شریعت گریز کند
وبه دیگر سخن قبل از اینکه اورا عارف کامل بنامیم اورا باید عقل گرای کامل نامید
بزم دیگر ماان شاالله در این مورد است که چگونه شهودعرفانی می تواند با مکتوب قرآنی در تضاد باشد؟
|
+| نوشته شده توسط
عارف رستمی در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387
|